«ایران» موج انتقادات صاحبنظران برجسته و قانونگذاران آمریکایی از سیاست خارجی واشنگتن را بررسی می‌کند

تهدیدهای توخالی و سیاست نمایشی ترامپ

«سیاست خارجی ایالات متحده در دوره دونالد ترامپ به کنش‌های آنی و پیام‌های کوتاه تقلیل یافته و رئیس‌ جمهوری آمریکا بحران‌ها را به فرصتی برای نمایش قدرت تعبیر می‌کند که اغلب پیش از آنکه پیامدهای حقوقی و ژئوپلیتیکی‌اش سنجیده شود، به زبان تهدید ترجمه می‌شود». این فحوای انتقاداتی است که این روزها از سوی صاحبنظران روابط بین‌الملل و قانونگذاران آمریکایی متوجه سیاست خارجی ترامپ شده است. چه به اعتقاد ناظران آمریکایی همزمانی تهدید رئیس ‌جمهوری آمریکا برای «اقدام علیه ایران» به بهانه نحوه مواجهه با معترضان و ماجرای ربایش رئیس‌ جمهوری ونزوئلا تصویری می‌‌سازد که در آن آمریکا همچون بازیگری شتاب ‌زده و بی‌‌قرار عمل می‌کند و قانون بین‌الملل را به حاشیه می‌راند. ذیل چنین سیاستی است که موج انتقادات تحلیلگران و قانونگذاران برجسته آمریکایی از «جان مرشایمر»، نظریه ‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل تا «جفری ساکس»، اقتصاددان و تحلیلگر سیاست عمومی بلند شده که معتقدند سیاست آزمون‌ و خطامحوری که ترامپ از تهران تا کاراکاس در پیش گرفته، ثبات و مشروعیت به ارمغان نمی‌آورد. به اعتقاد آنها سیاست واشنگتن که بر تهدید و نمایش قدرت بنا شده، ممکن است در کوتاه‌ مدت بازدارنده به نظر برسد اما در بلندمدت نه بحران‌‌ها را مهار و نه جایگاه آمریکا را تثبیت می‌کند. چه برعکس، حملات مقطعی، بی‌اعتمادی جهانی و پیامدهای نامطلوبی را به دنبال دارد که هزینه‌های آن، فراتر از مرزهای میدانی و دیپلماتیک خواهد بود.

شکست روایت پیروزی 
درباره ایران
«جان مرشایمر» در گفت‌وگویی با «دنیل دیویس»، افسر بازنشسته ارتش آمریکا تصویری صریح از سیاست خارجی ترامپ ترسیم می‌کند که در آن تهدید جای راهبرد را گرفته و نمایش قدرت، جانشین بازدارندگی واقعی شده است. از نگاه او، آنچه ترامپ در قبال ایران و دیگر پرونده‌های حساس دنبال می‌کند، سیاستی پرهیاهو و کم ‌مایه است که بیش از هر چیز اعتبار ایالات متحده را فرسوده کرده است.
«مرشایمر» می‌گوید ترامپ در موضوع ایران، بازیگر مستقلی نیست. به باور او لابی اسرائیل در واشنگتن به‌ مثابه نیرویی مسلط عمل می‌کند که رئیس ‌جمهوری آمریکا ناگزیر از هماهنگی با خواسته‌‌های آن است. ترامپ باید تهدید کند، خط قرمز بکشد و وعده فشار حداکثری بدهد تا بنیامین نتانیاهو و حامیانش آرام شوند. اما همین ‌جا شکاف اصلی آشکار می‌شود و اینکه تهدیدها به ‌زعم مرشایمر بیش از آنکه واقعی باشند، توخالی‌اند؛ چرا که ترامپ بشدت مراقب است پای آمریکا به یک جنگ بی‌پایان دیگر باز نشود.
استاد دانشگاه شیکاگو با اشاره به حمله محدود ژوئن ۲۰۲۵ به ایران، این الگو را روشن‌تر می‌کند. یک عملیات کوتاه، اعلام پیروزی و پایان‌بندی نمایشی؛ الگویی که نه توان ایران را از بین برد و نه بازدارندگی معناداری ایجاد کرد. اینکه امروز دوباره صحبت از حمله تازه به میان می‌آید، از نظر مرشایمر خود گواه شکست آن روایت پیروزی است. ایران، به‌گفته او همچنان قادر است توان هسته‌ای و موشکی خود را بازسازی کند که نشان می‌دهد استفاده مقطعی از زور صرفاً یک «خراش» بوده است.
اما پیامد خطرناک‌تر این سیاست در عرصه اعتبار بین‌المللی آمریکا نمایان می‌شود. مرشایمر تأکید می‌کند رفتار ترامپ در مذاکرات از وعده دو هفته مهلت تا حمله ناگهانی در میانه گفت‌وگوها این پیام را به جهان مخابره کرده که آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست. پیامی که علاوه بر ایران، روسیه، چین و کره‌ شمالی نیز آن را دریافت کرده‌اند. از این منظر، سیاست خارجی رئیس ‌جمهوری آمریکا نه بازدارندگی را احیا و نه صلح را تقویت کرده که سرمایه‌ای به ‌نام اعتماد را سوزانده و آمریکا را در جایگاه بازیگری غیرقابل پیش‌بینی و بی‌اعتبار نشانده است.

 توخالی و خطرناک
قانونگذاران آمریکایی نیز همپای صاحبنظران و تحلیلگران برجسته آمریکایی به صف منتقدان سیاست خارجی ترامپ که بر نمایش خشونت و تهدیدات هیجانی بنا شده است، پیوسته‌اند. 
«تومــــــاس مســـــــــی»، نماینـــــــــده جمهوری‌خــــــواه ایالت کنتاکی در واکنش به مواضع مداخله‌جویانه ترامپ تصریح کرد: «ما در داخل کشور مشکل داریم و نباید منابع نظامی را صرف امور داخلی کشور دیگری کنیم.» او تأکید کرد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بدون مجوز کنگره، نه دفاع از آزادی بیان است و نه مشروع که صرفاً یک نمایش تهدیدآمیز و بی‌پایه محسوب می‌شود.‌ در همین راستا، «مارجوری تیلور گرین»، نماینده‌ای سابقاً فعال در جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» با پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تهدید به جنگ از سوی ترامپ همان چیزی است که رأی‌دهندگان ما در سال ۲۰۲۴ علیه آن موضع گرفتند.» این پیام او نشان داد که حتی وفاداران حزب جمهوری‌‌خواه، سیاستی که هیجانی و خطرناک است را نمی‌پذیرند و خواهان تمرکز بر مسائل داخلی کشور هستند. «کریس کونز»، سناتور دموکرات هم با کنایه به توئیت‌‌های نیمه‌ شب ترامپ، این مواضع را «توخالی و خطرناک» توصیف کرد و افزود که جهان نه از آن می‌‌ترسد و نه آن را جدی می‌‌گیرد بلکه یا با بی‌اعتمادی مواجه می‌شود یا با تمسخر. از منظر او، سیاست خارجی آمریکا با این نمایش‌ها بیش از آنکه مشروعیت بیافریند، اعتبار کشور را فرسوده کرده و آن را به بازیگری غیرقابل پیش‌بینی و بی‌اعتماد تبدیل کرده است.

تضعیف نظم بین‌الملل
صاحب‌‌نظران حقوق بین‌الملل نیز در خصوص به چالش کشیده شدن حقوق بین‌الملل توسط سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا هشدار می‌دهند. 
به گفته آنها تهدیدات مداخله جویانه درباره ایران و عملیات نظامی اخیر ایالات متحده در ونزوئلا نقض آشکار منشور سازمان ملل است؛ منشوری که از اکتبر ۱۹۴۵ به منظور جلوگیری از تکرار فجایع جهانی تصویب شد و دولت‌ها را موظف می‌کند از توسل به زور علیه دیگر کشورها خودداری کنند.
«جفری رابرتسون»، رئیس پیشین دادگاه جنایات جنگی سازمان ملل در سیرالئون در گفت‌و‌گو با «گاردین» این حمله را «جنایت تجاوز» و مصداق بدترین جرائم بین‌المللی دانست. «الویرا دومینگز-ردوندو»، استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه «کینگستون»، آن را نمونه‌ای روشن از «استفاده غیرقانونی از زور علیه یک کشور مستقل» توصیف کرد. «سوزان برو»، پژوهشگر ارشد حقوق بین‌الملل هم می‌گوید هیچ مجوز شورای امنیت یا شرایط دفاع مشروع برای این عملیات وجود نداشت و بنابراین اقدامی کاملاً غیرقانونی بوده است.
«جفری ساکس»، اقتصاددان و تحلیلگر سیاست عمومی اما تصویر وسیع‌تری ارائه می‌دهد. عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا از جمله ربودن «نیکولاس مادورو» و حملات هوایی که ده‌ها کشته بر جای گذاشت، به گفته او «بی‌شرمانه، غیرقانونی و بسیار خطرناک» است. او هشدار می‌دهد که این اقدامات می‌توانند نظم بین‌الملل را تضعیف کرده و جهان را به سمت بحرانی گسترده و بالقوه شبیه جنگ جهانی سوم سوق دهند. «ساکس» معتقد است دولت ترامپ برنامه‌ای طولانی ‌مدت برای تغییر رژیم در ونزوئلا را دنبال می‌کند که نه قانون اساسی آمریکا و نه حقوق بین‌الملل قادر به محدود کردن آن نبوده‌اند.
این مجموعه انتقادها و تحلیل‌‌ها تصویری از واشنگتن را نشان می‌دهد که در آن سیاست خارجی آمریکا از واقعیت‌های میدانی فاصله گرفته واعتبار این کشور را در سطح جهانی تضعیف کرده و ایران، ونزوئلا و دیگر کشورها را وادار به بازنگری در محاسبات خود کرده است؛ سیاستی که هر اقدام شتاب ‌زده آن می‌تواند بهای سنگینی برای نظم بین‌الملل داشته باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و سی
 - شماره هشت هزار و نهصد و سی - ۱۷ دی ۱۴۰۴