فرمانده یگان حفاظت محیط زیست خوزستان در گفت و گو با «ایران»:
اتباع خارجی و مهمانداران همچنان مشغول شکار هوبره هستند
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
با آغاز فصل مهاجرت پرندگان شکاری، چرخهای پیچیده از شکار غیرمجاز، کوخهداری، زندهگیری شاهینها و شکار هوبره دوباره فعال میشود؛ چرخهای که از سواحل و دشتهای استان خوزستان آغاز میشود و در استانهای هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان تا خراسان جنوبی ادامه مییابد. پدیدهای مخرب به نام «قوش بازی» که با حضور اتباع خارجی و شبکهای از «میهمانداران» محلی تداوم پیدا میکند.
اتباع قوشباز یکبار به ایران میآیند تا پرندگان شکاری را صید کنند. سپس آنها را به کشورهای خود میبرند، تربیت میکنند و بار دیگر برای شکار هوبره با پرندگان شکاری تربیتشده به ایران بازمیگردند؛ گونهای در فهرست قرمز انقراض؛ «آهوبره» دشتهای ایران. آنطور که «محمد الوندی»، فرمانده یگان حفاظت محیطزیست خوزستان، در این گفتوگو به
«ایران» میگوید، مقابله با این پدیده پاییزی مخرب محیطزیست، بیش از هر چیز نیازمند پیشگیری میدانی، فرهنگسازی، اصلاح قوانین و هماهنگی جدی میان نهادهای محیطزیستی، امنیتی و قضایی است.
این پاییز در خوزستان چه خبر بود؟
فصل بازگیری در استان خوزستان معمولاً از اوایل پاییز آغاز میشود؛ زمانی که پرندگان مهاجر شکاری، بویژه گونههای خانواده شاهینها، وارد استان میشوند. همزمان با این دوره، فعالیتهای غیرمجاز نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، اقدامات ما نیز از همین فصل و تحت عنوان اقدامات پیشگیرانه مقابله با بازگیری و شکار غیرمجاز آغاز میشود. تمرکز اصلی ما بر شهرستانهایی است که بیشترین استعداد بروز این تخلفات را دارند؛ بویژه شهرستانهای جنوبی و ساحلی استان از جمله آبادان، خرمشهر، ماهشهر و هندیجان که در مسیر عبور پرندگان مهاجر شکاری، بهخصوص گونههای ارزشمند شاهینها، قرار دارند. در این مناطق، میزان مراقبتها، گشتزنیها و حضور میدانی یگان بهطور محسوسی افزایش مییابد. این اقدامات پیشگیرانه معمولاً حدود دو ماه ادامه دارد؛ یعنی تا زمانی که هوا سردتر و بارندگی آغاز شود و در عمل امکان کوخهنشینی و تردد در مناطق شورهزار وجود نداشته باشد. امسال نیز همین روند اجرا شد و از اوایل پاییز، حدود ۱۰ واحد از یگانها در شهرهای مستعد حضور داشتند. بر اساس آخرین آمار ثبتشده، در این مدت بیش از ۲۰۶ کوخه غیرمجاز شناسایی و تخریب شده است. هدف اصلی این اقدامات، پیشگیری است. در جریان همین گشتزنیها و پایش مستمر و ناامن کردن مناطق برای شکارچیان غیرمجاز، در عمل دهها و حتی صدها موتورسوار شناطهای و صیادان سیار از مناطق خارج شده و متواری میشوند. همچنین دهها قطعه پرنده طعمه کشف و رهاسازی شده است. این پرندگان شامل گونههایی مانند دلیجه، سنقر، قمری و سایر پرندگان مشابه هستند که بهعنوان طعمه برای صید پرندگان شکاری مورد استفاده قرار میگیرند.
از جوندهها هم برای طعمه استفاده میکنند؟
بله. علاوه بر پرندگان، از پستانداران کوچک نیز بهعنوان طعمه استفاده میشود که عمدتاً شامل «جربیلها» و گونهای از جوندگان محلی موسوم به «موش پامسواکی» است. هر تعداد از این گونههای طعمه که کشف میشوند، پس از اطمینان از سلامت آنها، در طبیعت رهاسازی میشوند.
حجم کوخهها و تلههایی که تخریب کردید چقدر است؟
بر اساس آماری که تاکنون جمعآوری شده، حدود ۳۵ کیلومتر تله هوبره در مناطق مختلف استان تخریب شده است. این تخریبها عمدتاً در شهرستانهایی انجام شده که برای نصب تلههای هوبره مستعد هستند و شرایط زیستگاهی مناسبی برای این گونه دارند. هدف اصلی از این اقدامات، جلوگیری از زندهگیری و شکار غیرمجاز هوبره بوده است. در حال حاضر، با توجه به شروع بارندگیها، فصل زندهگیری پرندگان شکاری یا بهاصطلاح «صید پرندگان شکاری» تا حد زیادی کاهش یافته و در عمل اتفاق نمیافتد اما شکار هوبره همچنان میتواند ادامه داشته باشد؛ بویژه در مناطقی مانند شنزارها، ماهورها و تپههای ماسهای که با وجود بارندگی هنوز امکان تردد در آنها وجود دارد.
همچنان پای اتباع خارجی کشورهای حاشیه خلیج فارس در میان است؟
بله. این مناطق محل نشستن و زمستانگذرانی گونه هوبره هستند و خطر شکار، چه از سوی شکارچیان داخلی و چه از طرف اتباع برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، همچنان وجود دارد. یگان حفاظت هم بهصورت مستمر پایش و رصد مناطق را انجام میدهد. این پایشها هم بر اساس گزارشهای مردمی و هم با استفاده از اطلاعات و هشدارهای نهادهای امنیتی صورت میگیرد. بر مبنای اطلاعات مربوط به ترددها و تحرکات مشکوک، مناطق حساس را تحت کنترل قرار میدهیم و تا حد امکان از وقوع تخلفات جلوگیری میکنیم.
یکی از روشهای مرسوم شکار پرندگان در این منطقه «شناطه» است؟
بله. در این روش، تله روی یک پرنده طعمه مانند کبوتر، باقرقره یا دلیجه نصب میشود. از مدل تلههای پاگیر است. پرنده طعمه در منطقه رها میشود تا پرندگان شکاری، که اغلب در مسیر مهاجرت گرسنه هستند و نیاز به تغذیه دارند، به آن حمله کنند. در لحظه شکار، پای پرنده شکاری داخل تله گیر میکند و از طریق طناب متصل به پرنده طعمه، شکارچیان موفق به زندهگیری گونههایی مانند شاهینها میشوند.
یعنی شکارچیان ابتدا میروند پرندهای مثل باقرقره را زندهگیری میکنند بعد آن را طعمه قرار میدهند تا پرندگان شکارچی را شکار کنند، بعد از آنکه پرندگان شکارچی را آموزش میدهند تا در نهایت برای شکار هوبره استفاده میکنند؟
روش کار به این صورت است که متخلفان ابتدا پرنده باقرقره یا حتی کبوترهای خانگی را زندهگیری میکنند و روی آنها تلهای موسوم به «شناطه» نصب میکنند. این تله روی پشت پرنده قرار میگیرد تا پرنده قادر به پرواز کوتاه باشد و شامل حلقههای متصل به قطعهای شبیه زین اسب است. طنابها و حلقههای پاگیر، پای پرنده شکاری را هنگام نشستن روی طعمه گرفتار میکنند. یک طناب دیگر به صیاد یا وزنه متصل است تا پرنده پس از طی مسافتی کوتاه خسته شده و مجبور به نشستن شود. صیاد با موتورسیکلت پرنده را تعقیب کرده و پس از خسته شدن، آن را زندهگیری میکند. این روش بیشتر در دشتهای باز و مناطق با دید کافی استفاده میشود.
آیا هدف نهایی این فرآیند، شکار هوبره و فروش آن به اتباع کشورهای حاشیه خلیج فارس است؟
شکار و فروش هر دو گونه، هم پرندگان شکاری و هم هوبره، انجام میشود. متخلفان پرندگان شکاری را در زیستگاه پرندگان در زاگرس و البرز یا در مسیر مهاجرت آنها تا خوزستان صید میکنند. پرندگان مهاجر هنگام عبور از سواحل خوزستان امکان صید پیدا میکنند. این شرایط باعث ابداع روشهای خاص صید در دشتها و نوار ساحلی شده است که با حضور همزمان هوبره، شکار هر دو گونه همپوشانی دارد.
جامعه محلی که پرندگان شکاری یا هوبره را شکار میکنند چطور با اتباع ارتباط میگیرند؟
خیلی از اتباع خارجی به شکل قانونی وارد کشور میشوند. وقتی با «مهماندار» ارتباط برقرار میکنند آن فرد شرایط را برای شکار غیرقانونی پرندهها توسط آنها تأمین میکند. گاهی هم همه تدارکات مورد نظرشان را همان میهماندار که یک فرد ایرانی است، انجام میدهد.
حتی گاهی اوقات شاید نیاز نباشد، پرنده شکاری آموزش دیده با خودش بیاورد. بعضی از اوقات هم ممکن است پرنده شکاری آموزش دیده با خودشان بیاورند که ورود آن غیر قانونی است. این پرنده به صورت قاچاق از طریق لنج یا گاهی با ارتباطاتی از طریق پایانهها پرنده را وارد میکنند. در نهایت به شکل غیرقانونی از راه زمینی یا دریایی وارد میکنند. گاهی اوقات هم میهماندار پرنده شکاری برای قوشبازی دارد. یعنی آن فرد اتباع قانونی میآید هیچ چیزی که مشکوک باشد با خودش نمیآورد و میگوید: «برای تجارت یا به عنوان گردشگر آمدهام.»
یعنی به بهانه تجارت و گردشگری میآید و قوشبازی میکند؟
بله. میتواند در کنار تجارت و سیاحت یا به هر عنوانی که آمده، به قوشبازی هم بپردازد.
امسال گشتها به دستگیری اتباع خارجی منجر شد؟
در سالجاری، یک نفر دستگیر شد، اما مدرکی که بتوانیم ثابت کنیم بهدنبال قوشبازی بود، به همراه نداشت؛ چون حضور او قانونی بود. خودروی او بهصورت قانونی و از مبادی قانونی وارد کشور شده بود. هیچ مدرکی که نشان دهد برای شکار آمده بود، وجود نداشت.
حضور این فرد در منطقه غیرطبیعی بود یا خیر؟
این فرد در منطقه ورودممنوع حضور نداشت.
پس به چه دلیلی سراغش رفتید؟
بر اساس ارتباطاتی که داریم و افرادی که به ما اطلاعات میدهند، سراغ آنها میرویم یا ممکن است در یک منطقه، در حین گشتزنی، در مسیر روستایی یا در جایی دیگر به آنها بربخوریم.
سالهای مدیدی است که افرادی به اسم مهماندار، شرایط را برای اتباع ایجاد میکنند تا برای شکار پرندگان شکاری یا شکار هوبره با پرندگان شکاری (قوشبازی) به ایران بیایند. آیا این افراد بهصورت شبکهای کار میکنند؟ چون این پدیده فقط مختص خوزستان نیست و هوبرهها در سیستان و بلوچستان، بوشهر، هرمزگان، خراسان جنوبی و... هم شکار میشوند.
بله. قوشبازی در سایر استانها وجود دارد، فقط در خوزستان نیست. حتی شاید خوزستان نسبت به برخی استانها کمتر باشد، چون خیلی از دشتهای خوزستان تحت تأثیر عوامل انسانی مثل کشاورزی، فعالیتهای نفتی و وجود تأسیسات قرار دارند و شرایط برای شکار مهیا نیست. اما بهواسطه دسترسی زمینی به عراق و مسیرهای دریایی از طریق بنادر، از نظر ورود و خروج افراد و تجهیزات، شرایط خاصی دارد. با این حال، در بسیاری از موارد، متخلفان پس از ورود به خوزستان، به استانهای دیگر عزیمت میکنند.
آیا میتوان گفت خوزستان بهنوعی مسیر ورود و خروج برای عزیمت به استانهای دیگر مانند بوشهر، خراسان جنوبی یا حتی سیستان و بلوچستان است؟
بله، اما خود استانهای دیگر مثل سیستان و بلوچستان، بوشهر و هرمزگان هم رفتوآمد زیادی دارند. برای مثال، استانهای بوشهر و هرمزگان به دلیل نزدیکی به کشورهای امارات و قطر، رفتوآمدهای بیشتری دارند و دسترسی به آنها حتی از خوزستان هم سادهتر است. در خوزستان، رفتوآمد اتباع کویتی بیشتر رایج است و طی سالهای اخیر، اتباع عراقی نیز به این جریان اضافه شدهاند. علاوه بر این، علاقهمندی آنها به قوشبازی و شکار هوبره افزایش یافته است.
فعالیت مهمانداران تا چه حد گسترده است؟ آیا میتوان گفت این موضوع بهصورت شبکهای انجام میشود؟
ما عمدتاً در حدود ۱۰ شهرستان استانمان با این موضوع درگیر هستند. شهرستانهایی مانند شوش، اهواز، خرمشهر، آبادان، شادگان، ماهشهر، رامهرمز و باوی از جمله مناطق شاخص هستند. این شهرستانها هم از نظر حضور شکارچیان محلی و هم از نظر پذیرش اتباع خارجی مستعد بروز تخلف هستند. در خصوص ساختار فعالیت مهمانداران، نمیتوان گفت که همه آنها الزاماً در قالب یک شبکه منسجم و سازمانیافته فعالیت میکنند، اما قطعاً ارتباطات گستردهای میان آنها وجود دارد. این ارتباطات ممکن است از طریق افراد محلی و نهادهای مختلف شکل گیرد. همچنین بسیاری از این افراد (مهماندار) در مناطق خود چهرههای شناختهشدهای هستند؛ چه از نظر قوشبازی، چه از نظر شکار و حتی گاهی از نظر جایگاه عشیرهای، بهگونهای که اگر نام آنها در منطقه برده شود، افراد زیادی آنها را میشناسند. علاوه بر این، در بسیاری از کشورهای حاشیه خلیجفارس، برخی از این روشها غیرقانونی محسوب نمیشوند و به همین دلیل، آنها نگاه مخربی به این اقدامات ندارند و حتی آن را نوعی تفریح میدانند. بهعلاوه، به دلیل ارتباطات گسترده در فضای مجازی و رفتوآمدهای مکرر، این نگاه به داخل کشور نیز منتقل میشود. در داخل کشور نیز انگیزه اصلی مهمانداران عمدتاً اقتصادی است. حضور این افراد درآمدزا است و هر فردی که وارد منطقه میشود، هزینه قابل توجهی پرداخت میکند. بنابراین، در بسیاری از موارد، موضوع بیشتر جنبه مالی دارد تا نگاه سنتی یا فرهنگی به قوشبازی و شکار.
فکر میکنید این فعالیتها از نظر مالی چه میزان برای مهمانداران درآمدزایی دارد؟
عدد و رقم دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما با توجه به اختلاف ارزش ارزی میان کشور ما و کشورهای حاشیه خلیج فارس، قطعاً قیمت هر چقدر هم باشد، برای آنها درآمد قابل توجهی محسوب میشود. دریافت هزینهها معمولاً به ارز خارجی وابسته است و همین موضوع انگیزه اقتصادی بالایی ایجاد میکند.
با توجه به ساختارهای عشیرهای، تا چه حد امکان برخورد قهری با این مهمانداران وجود دارد؟ آیا کنترل این وضعیت ممکن است؟ یا فقط ما میتوانیم کوخههای آنها را خراب کنیم و آنها دوباره کوخهها را بسازند.
باید توجه داشت که مهمانداران کوخهدار نیستند. کوخهها اغلب متعلق به جوامع محلی و افراد بومی منطقه هستند. برخورد مستقیم با این افراد همیشه ساده نیست، بویژه در مناطقی که دسترسی دشوار است؛ مانند نوار ساحلی ماهشهر و هندیجان، جایی که در بسیاری از نقاط امکان تردد خودرو وجود ندارد و فقط با موتورسیکلت میتوان وارد شد. حتی اگر فرد متخلف دستگیر شود، انتقال او از محل دستگیری به پاسگاه یا یک مقر انتظامی و اداری با موانع زیادی روبهروست. مسیر انتقال معمولاً از روستاها یا مناطق عشیرهای عبور میکند و در چنین شرایطی احتمال درگیری یا ایجاد مانع از سوی اطرافیان، همراهان یا افراد محلی وجود دارد. گاهی تنها کافی است از یک یا دو روستا عبور کنید، آن وقت است که با مسیر بسته روبهرو میشوید. در این شرایط، چهار یا پنج نفر نیرو در عمل توان مقابله مؤثر ندارند و حداقل اتفاقی که ممکن است رخ دهد این است که نیروها مجبور شوند بدون دستگیری فرد، محل را ترک کنند. این مسائل باعث میشود توان عملیاتی ما برای برخورد قهری با این پدیده، متناسب با حجم تخلفات نباشد.
واقعیت این است که احتمال دستگیری آنها پایین است. به دلیل پوششهایی که ایجاد میکنند، ارتباطاتی که دارند و اطلاعاتی که از محیط پیرامون دریافت میکنند، معمولاً قبل از رسیدن نیروهای محیط زیست مطلع میشوند. افراد محلی، آشنایان یا کسانی که با آنها همکاری میکنند، ترددهای ما را گزارش میدهند و همین موضوع باعث میشود برنامهریزی متخلفان دقیقتر شده و از برخورد مستقیم فرار کنند. دستگیری متخلفان در چنین شرایطی، آن هم در مسیرهای طولانی، گلآلود، شورهزار و صعبالعبور، بسیار دشوار است. برخورد با یک کوخهداری که مثلاً در هندیجان ۲۵ کیلومتر وارد ساحل شده، آسان نیست. به همین دلیل، در بسیاری از موارد اقدامات پیشگیرانه مانند تخریب کوخهها مؤثرتر از تلاش برای دستگیری این افراد است؛ زیرا با تخریب محل استقرار، فرد متخلف متواری میشود و امکان ادامه فعالیت از او سلب میشود.
این درآمدزایی بهصورت جمعی و قبیلهای است یا فقط خود فرد بهرهمند میشود؟
این درآمدزایی بهصورت جمعی و قبیلهای نیست، اما افرادی که به او کمک میکنند، از آن بهرهمند میشوند. درآمد این فعالیت بهگونهای است که فرد اصلی میتواند به افراد مختلف کمک مالی کند یا از آنها حمایت بگیرد و در مقابل، همکاری دریافت کند. این تنها یک یا دو مورد نیست؛ ممکن است در طول فصل چندین مورد اتفاق بیفتد و کسانی که همکاری میکنند، در کنار شغل اصلی خود، از این فعالیت نیز منفعتی به دست آورند.
برای مثال، ممکن است یک چوپان که شغل اصلیاش دامداری است، در کنار کار روزمره خود نقش اطلاعرسانی هم داشته باشد. به این معنا که هر زمان حضور نیروهای محیط زیست یا سایر نیروهای دولتی را در منطقه مشاهده کند، سریعاً به فرد مورد نظر اطلاع میدهد. با توجه به فراگیری تلفن همراه، این اطلاعرسانی بسیار سریع انجام میشود.
آیا تاکنون اقداماتی مانند گفتوگو یا تعامل با مهمانداران انجام شده است؟
بعضاً به این موضوع فکر شده، اما در عمل بسیار دشوار است. باز کردن باب گفتوگو با این افراد، بهدلیل حاشیهها و حرف وحدیثهای فراوان، حساسیتبرانگیز است. هرگونه ارتباط ممکن است با نگاههای تنگنظرانه، تهمت یا سوءبرداشت همراه شود؛ به همین دلیل، تمایلی برای برقراری ارتباط وجود ندارد.

