دانشگاه بهمثابه کنشگر اخلاقی در حافظه تاریخی ایران
سید ضیاء هاشمی
معاون علمی، فرهنگی و اجتماعی معاون اول رئیس جمهور
واقعه شهادت دانشجویان در روز شانزدهم دیماه ۱۳۵۹ در هویزه بهمثابه یکی از وقایع مهم تاریخ اجتماعی معاصر ایران، جایگاه دانشگاه و دانشجو را در نسبت با مسئولیت اجتماعی و سرنوشت ملی بازتعریف کرد. هویزه، صحنهای بود که در آن دانشگاه از مرزهای کلاس درس فراتر رفت و بهمثابه کنشگری اخلاقی در متن تاریخ ایران معرفی شد.
در این واقعه، گروهی از دانشجویان داوطلب از دانشگاههای مختلف کشور، با آگاهی، انتخاب و باور، راهی میدانی شدند که نابرابری امکانات در آن آشکار بود. فرماندهی این جمع را شهید سیدحسین علمالهدی برعهده داشت که دانشجویی اندیشمند و انقلابی بود؛ شخصیتی که پیوند دانش، ایمان و تعهد اجتماعی را به شکلی عینی نمایندگی میکرد. شهادت مظلومانه این دانشجویان که برای جلوگیری از سقوط هویزه و اهواز، با حداقل امکانات به جنگ نیروهای پیاده و زرهی دشمن رفته بودند، هرچند در نتیجه ضعف پشتیبانی و محاصره نیروهای دشمن رقم خورد، اما در سطح اجتماعی به رخدادی معناساز و ماندگار بدل شد که از مرز زمان و مکان عبور کرد.برای فهم ژرفای این واقعه باید به این نکته علمی توجه کرد که برخی کنشهای جمعی، نه صرفاً بهدلیل نتایج عملی، بلکه بهسبب بار نمادین، اخلاقی و ارتباطی خود در حافظه جمعی یک ملت تثبیت میشوند. واقع هویزه از این منظر، یک کنش نمایشی اخلاقی بود؛ کنشی که در آن دانشجویان، آگاهانه نقش حاملان ارزشهای عمومی را ایفا کردند و پیام مسئولیت اجتماعی دانشگاه را به جامعه منتقل ساختند.شهادت دانشجویان در هویزه را میتوان نمونهای روشن از رخدادی دردناک دانست که بهجای فروپاشی معنا، به بازسازی هویت جمعی انجامید. این واقعه، دانشگاه را از نهادی آموزشی و تخصصمحور به نهادی اخلاقی و مسئول در برابر جامعه ارتقا داد. از همینرو هویزه به نمادی از حضور آگاهانه جوانان دانشگاهی در دفاع از ارزشهای ملی و انسانی تبدیل شد.
در این میان نقش شهید سیدحسین علمالهدی بهعنوان فرمانده این جمع دانشجویی نمونهای برجسته از «رهبری اخلاقی» در جامعه ایران است. اقتدار او نه از جایگاه اداری یا ساختار رسمی بلکه از اعتماد، باور مشترک و سرمایه اخلاقی ناشی میشد که میان دانشجویان شکل گرفته بود. این الگو نشان میدهد که رهبری اجتماعی پایدار، بیش و پیش از آنکه محصول قدرت سازمانی باشد بر مشروعیت اخلاقی و معنا استوار است.واقعه هویزه همچنین نشان داد که پیوند علم و ایمان پیوندی انتزاعی یا شعاری نیست. در این میدان، دانش، آگاهی و تحلیل اجتماعی در کنار ایمان و تعهد به کنش جمعی منجر شد و اخلاق متعالی را در عرصه عمل به نمایش گذاشت. این تجربه تاریخی، امروز نیز برای تحلیل حوزه آموزش عالی، نقش اجتماعی نخبگان و مسئولیت دانشگاه در قبال مسائل جامعه، پیامهای روشنی به همراه دارد.
از منظر حافظه تاریخی، زنده نگهداشتن یاد شهدای دانشجو صرفاً ادای احترام به گذشته نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت فرهنگی و اجتماعی امروز ماست. روایت عمیق، دقیق و غیرشعاری از هویزه به بازتولید معنا، تقویت انسجام اجتماعی و افزایش سرمایه نمادین دانشگاه در جامعه کمک میکند. اگر این حافظه به سطح مناسک محدود شود از ظرفیت معناساز و الهامبخش خود فاصله خواهد گرفت.امروز، جامعه ایران با چالشهای نوینی در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و عدالت اجتماعی روبهروست؛ چالشهایی که ماهیتی پیچیده، درهمتنیده و چندلایه دارند و پاسخ به آنها صرفاً از مسیر سیاستگذاری اداری یا تصمیمهای کوتاهمدت امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی دانشگاه و نهاد علم در جایگاهی قرار دارند که باید فراتر از نقش آموزشی و تخصصی خود بهعنوان کنشگری اجتماعی و اخلاقی ایفای نقش کنند. تجربه هویزه نشان میدهد که دانشگاه، زمانی که با مسائل بنیادین جامعه مواجه میشود، میتواند و باید از موضع انفعال خارج شود و در قامت نهادی مسئول و اثرگذار وارد میدان شود. درس هویزه برای امروز بیش از هر چیز تأکید بر «انتخاب آگاهانه» است. دانشجویان هویزه قربانیان اتفاق یا شرایط نبودند؛ آنان با آگاهی از خطرات ناشی از تهاجم دشمن آن هم در شرایط نابرابری امکانات، تصمیم گرفتند مسئولیت اجتماعی خود را شجاعانه و متعهدانه بپذیرند. این ویژگی، همان عنصری است که یک کنش معنادار، ارزشمند و آگاهانه را از یک رفتار واکنشی صرف، به کنشی معناساز و تاریخی تبدیل میکند.آنچه هویزه را در حافظه جمعی ماندگار کرده نه فقط نتیجه نظامی آن بلکه کیفیت اخلاقی انتخاب دانشجویان است. از این منظر، بازخوانی هویزه میتواند به بازتعریف رابطه نسل جوان نخبه با مفاهیمی چون مسئولیت، مشارکت و تعهد اجتماعی کمک کند.جامعه امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند گفتوگویی صادقانه میان نسلهاست؛ گفتوگویی که در آن، تجربههای تاریخی نه بهعنوان ابزار ملامت یا اسطورهسازی افراطی، بلکه بهمثابه منبعی برای یادگیری جمعی و تقویت سرمایه اجتماعی به کار گرفته شوند. هویزه میتواند یکی از نقاط اتکای این گفتوگو باشد.نقش رسانهها، نهادهای فرهنگی و دانشگاهها در این میان ایجاد بسترهایی است که در آنها چنین روایتهایی بتوانند بهصورت زنده، پویا و مسألهمحور بازتولید شوند. حفظ یاد شهدای دانشجو تنها با نامگذاری و مراسم رسمی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند پیوند دادن این حافظه تاریخی با مسائل واقعی و ملموس جامعه امروز است. هنگامی که دانشگاه احساس کند روایتهای تاریخی، بخشی از گفتوگوی امروز او با جامعه و ارکان آن است آنگاه این حافظه به منبعی الهامبخش و کنشزا تبدیل خواهد شد.در نهایت باید اذعان کرد هویزه یادآور این حقیقت بنیادین است که دانشگاه، نهادی خنثی در تاریخ نیست. در لحظات سرنوشتساز این نهاد میتواند به حافظ ارزشهای عمومی، صدای اخلاقی جامعه و پل ارتباطی میان دانش و عمل تبدیل شود.دانشجویان شهید هویزه با کنش آگاهانه و ایثارگرانه خود این امکان را برای همیشه در تاریخ ایران ثبت کردند. امروز نیز، بزرگداشت حقیقی آنان، در تداوم همان مسیر معنا مییابد؛ مسیری که در آن علم، آگاهی و مسئولیت اجتماعی، در خدمت آیندهای انسانیتر، عادلانهتر و منسجمتر برای ایران قرار میگیرد.


