سمت و سوی روابط ایران و آمریکا در ۳ ماهه اول ۲۰۲۶

ترامپ؛ کنش فراقانونی و تصاعد بحران

ابراهیم متقی
 استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران


دونالد ترامپ راهبرد امنیتی ایالات متحده در قبال ایران را به ‌طور آشکاری تغییر داد. جهت‌گیری دولت جدید آمریکا بر پایه رویارویی و کنش‌های سرنوشت‌ساز در ارتباط با ایران شکل گرفت. در نگاه ترامپ، ایالات متحده باید از وضعیت کنش دفاعی عبور کرده و به سمت کنش تهاجمی حرکت کند. همین نگرش موجب شد تا وزارت دفاع که در سال ۱۹۴۷ تأسیس شده بود، در عمل به نهادی با کارکرد «وزارت جنگ» تبدیل شود. رویکرد ترامپ بر انجام اقدامات گسترده و فراگیر برای مقابله با تهدیدات استوار بود.
در تفکر راهبردی ترامپ، تهدید همواره وجود دارد و به‌طور مداوم بازتولید می‌شود؛ ازاین‌رو مقابله با آن مستلزم بهره‌‌گیری از سازوکارهای کنش پرشدت است. ترامپ برای مواجهه با تهدیدات، سطح بالایی از ریسک‌پذیری را در دستور کار قرار می‌دهد. سیاست امنیتی ایالات متحده نسبت به ایران در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۷ عمدتاً بر مهار و محدودسازی استوار بود اما ترامپ در سال ۲۰۱۸ الگوی کنش تهاجمی را جایگزین آن کرد و زمینه تغییر رفتار سیاسی و امنیتی آمریکا نسبت به ایران را فراهم ساخت. رویارویی، محور اصلی سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری راهبردی ترامپ در قبال ایران بوده و همچنان خواهد بود. در چنین فضایی موضوع اصلی این است که ترامپ در ماه‌های ژانویه، فوریه و مارس ۲۰۲۶ از چه الگوی رفتاری در قبال ایران استفاده خواهد کرد. در گام اول باید توجه داشت که او می‌کوشد سیاست مهار را کنار گذاشته و الگوی مبتنی بر رویارویی را در دستور کار قرار دهد. این رویارویی زمانی تحقق می‌یابد که برای آمریکا مازاد امنیتی مؤثری ایجاد کند. در همین چهارچوب، آمریکا در اولین گام در جریان جنگ دوازده‌ روزه مشارکت کرد. اقدام نظامی و امنیتی علیه فردو با این هدف صورت گرفت که روند قدرت‌سازی ایران متوقف شود. آمریکایی‌ها همواره نسبت به توان هسته‌ای ایران ادعای نگرانی داشته‌اند و هرگونه غنی‌سازی را تلاشی در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی مسأله اصلی آن است که واحدهای سیاسی در خاورمیانه با چه وضعیتی مواجه خواهند شد. انگاره محوری ترامپ اعمال سلطه بر کشورها و بازیگرانی است که تحت چتر حمایت امنیتی آمریکا قرار می‌گیرند. ازاین‌رو موضوع کلیدی در سیاست امنیتی ترامپ فراهم‌سازی شرایط لازم برای تصاعد بحران در ایران است. به همین دلیل، تصاعد بحران را باید محور اصلی سیاست امنیتی آمریکا برای کاهش قدرت ملی، تضعیف مشروعیت سیاسی و فرسایش استحکام ساختاری ایران دانست.

سازماندهی ائتلاف اروپایی و اسرائیل
در چنین شرایطی، ترامپ در پی سازماندهی ائتلافی متشکل از بازیگران اروپایی و اسرائیل است. ترامپ از «بازی کنش دیجیتالی» بهره می‌گیرد و بر این باور است که قدرت، محور اصلی جایگاه‌یابی کشورها در سیاست بین‌الملل به‌شمار می‌رود. از نگاه او، هر کشور یا بازیگری تنها زمانی می‌تواند از آزادی عمل سیاسی برخوردار باشد که نشانه‌هایی روشن از قدرت‌سازی را به نمایش بگذارد.
اقدام نظامی و امنیتی آمریکا در ماجرای تلاش برای دستگیری مادورو نشان‌دهنده این واقعیت است که تقابل با واحدهای سیاسی در تفکر راهبردی آمریکا و انگاره ترامپ، همواره ماهیتی فراقانونی دارد. در چنین فضایی، اندیشه سیاسی ترامپ معطوف به پیروزی است؛ ذهنیتی که پیروزی را هدف نهایی می‌داند و به‌طور طبیعی تمایلی به پذیرش سازوکارهای ائتلافی ندارد و مصالحه را نه مطلوب می‌بیند و نه مؤثر.
راهبرد ترامپ در قبال ایران همچنین مبتنی بر نشانه‌هایی از عملیات فریب و غافلگیری است و شکل تازه‌ای از کنش تخاصمی آمریکا علیه ایران نیز در دستور کار قرار دارد. بازیگری مانند ترامپ که قوانین و حقوق بین‌الملل را نادیده می‌گیرد، به‌راحتی نیروی نظامی و امنیتی را برای دستگیری رئیس‌جمهوری یک کشور به داخل خاک آن اعزام می‌کند و در عرصه عمومی نیز صراحتاً اعلام می‌کند که توانایی نام‌گذاری مادورو به‌عنوان «اسیر جنگی» را دارد. در چنین شرایطی، نهادهای سیاسی در عمل کارکرد خود را از دست می‌دهند.
در گذشته، سیاست بین‌الملل هرچند بر معادله قدرت استوار بود، اما در چهارچوب حقوق بین‌الملل نیز تبیین می‌شد. با این حال، ترامپ بر این باور است که حقوق بین‌الملل فاقد هرگونه کارآمدی و اثربخشی است و از همین رو می‌کوشد از سازوکارهایی بهره گیرد که معادله قدرتِ پرشدت را در قبال ایران اعمال کند. اجرای این اهداف ماهیتی مرحله‌ای خواهد داشت.

راهبرد جدید واشنگتن
آمریکا و اسرائیل پس از جنگ دوازده‌روزه به این جمع‌بندی رسیدند که مقابله با ایران، در شرایطی که ساخت اجتماعی در وضعیت انفعال یا حمایت از حاکمیت قرار داشته باشد، سودمندی چندانی برای آنها ندارد. به همین دلیل، راهبرد آشوب‌سازی و گسترش بحران در دستور کار آمریکا قرار گرفته است. تحقق این اهداف راهبردی زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که توانمندی‌های اقتصادی ایران تضعیف شود.
تحریم‌های آمریکا علیه ایران عمدتاً در زمره تحریم‌های ثانویه قرار دارد و به همین دلیل، ایالات متحده همواره کوشیده است قواعد داخلی خود را به عرصه سیاست بین‌الملل تسری دهد. نقش‌آفرینی آمریکا در قبال ایران و محیط منطقه‌ای، به‌طور کامل تابع سیاست قدرت است و هیچ تمایلی به بهره‌گیری از سازوکارهای حقوق بین‌الملل ندارد. هرگاه کشوری، از جمله ایران، از منطق سیاست قدرت استفاده کند، به‌طور طبیعی با نشانه‌هایی از تهدید و امنیتی‌سازی از سوی آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی مواجه خواهد شد. یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری چنین وضعیتی را می‌توان ناشی از فضای عدم تعادل و فقدان موازنه ساختاری در نظام سیاست بین‌الملل دانست.
ترامپ در پی آن است که پیروزی تازه‌ای را در ارتباط با محیط منطقه‌ای خاورمیانه به ثبت برساند. نتایج حاصل از ارزیابی شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران نشان می‌دهد که تضعیف اقتدار ساختاری، خود می‌تواند چالش‌ها و مشکلات جدیدی را برای آمریکا ایجاد کند. الگوی رفتاری آمریکا در قبال ونزوئلا و همچنین انگاره ذهنی ارتش و نهادهای نظامی این کشور بیانگر آن است که سیاست قدرت، مستلزم به‌کارگیری ابزارهایی است که بتواند موازنه را در ساختارهای موجود تغییر دهد.
بر همین اساس، آمریکا در گام اول با اتخاذ سیاستی معطوف به نامتوازن‌سازی ساخت قدرت ایران، تلاش کرد از طریق تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی، چالش‌های تازه‌ای را متوجه نظام سیاسی و اجتماعی ایران کند. هرگونه کنش تاکتیکی آمریکا در این چهارچوب، ناظر بر نشانه‌هایی از مقابله، رویارویی و محدودسازی قدرت سیاسی ایران بوده است.
آمریکا می‌کوشد در مرحله اول، تعادل ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران را به‌طور معناداری کاهش دهد؛ در مرحله دوم، سرمایه اجتماعی را محدود کند؛ و در مرحله سوم، شرایطی را پدید آورد که به افزایش بی‌ثباتی‌های سیاسی در ایران منجر شود. در چنین فضایی آمریکا درصدد است شکل تازه‌ای از کنش‌های تاکتیکی و عملیاتی را از طریق بهره‌گیری از سازوکارهای کنش اجتماعی دنبال کند. عبور از این چالش‌ها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که نشانه‌هایی از تعادل و موازنه قدرت در روابط ایران با کشورهای منطقه‌ای یا قدرت‌های بزرگ شکل گیرد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و بیست و نه
 - شماره هشت هزار و نهصد و بیست و نه - ۱۶ دی ۱۴۰۴