درباره هجمههای اخیر پیرامون محسن چاوشی
کنشگری یک هنرمند مستقل
علیرضا سپهوند
روزنامه نگار موسیقی
در سالهای اخیر، نام محسن چاوشی بیش از آنکه صرفاً با موسیقی گره بخورد، با نوعی «زیست هنرمندانه مستقل» در ذهن مخاطبان نقش بسته است؛ زیستی که در آن، باور دینی، دغدغه اجتماعی، مردمداری و فاصلهگذاری آگاهانه از قدرت و ثروت، همزمان و بدون شعارزدگی دیده میشود. انتشار قطعه «یا مولا» به مناسبت میلاد امام علی(ع) بار دیگر این ویژگیها را به مرکز توجه آورد؛ قطعهای که هم ادامه یک مسیر فکری و هنری است و هم بهانهای شد برای شکلگیری موج تازهای از واکنشها، موافقتها و البته هجمهها.
محسن چاوشی از ابتدای فعالیت حرفهای خود نشان داده که نسبت به مفاهیم دینی، بهویژه اسلام و اهلبیت(ع)، ارادتی عمیق و شخصی دارد. این ارادت نه بهصورت شعاری و مناسبتی، بلکه در لایههای مختلف آثارش حضور داشته است؛ از انتخاب اشعار و مضامین گرفته تا حالوهوای کلی قطعات. «یا مولا» نیز در همین امتداد قابل تحلیل است؛ اثری که بیش از آنکه بخواهد پیام بیرونی بدهد، نوعی گفتوگوی درونی با امامی است که در فرهنگ شیعی نماد عدالت، شجاعت، مردمداری و بیاعتنایی به دنیا محسوب میشود.
با این حال، نکته مهم در مسیر چاوشی، مراقبت دائمی او از نحوه بروز این باورهاست. او در تمام این سالها تلاش کرده ارادت دینیاش به گونهای نباشد که به وابستگی جناحی یا انتفاع مالی تعبیر شود. در فضای فرهنگی ایران، هنر مستقل همواره محل مناقشه بوده و از این حیث این حساسیت قابل توجه است. چاوشی نهتنها از تریبونهای رسمی فاصله گرفته، بلکه حتی در بزنگاههایی که میتوانست با پذیرش حمایتهای خصوصی، مالی یا اسپانسری، امکانات گستردهتری در اختیار داشته باشد، آگاهانه این مسیر را انتخاب نکرده است.
سبک زندگی شخصی او نیز بارها مورد توجه افکارعمومی قرار گرفته است. روایتهایی که از سادهزیستی، زندگی در خانه اجارهای و فاصله گرفتن از مظاهر رایج سلبریتیگری نقل میشود، برای بسیاری از مخاطبان بهعنوان نشانهای از صداقت تلقی شده است. هرچند خود چاوشی کمتر علاقهای به رسانهای شدن این مسائل دارد، اما همین سکوت و پرهیز از خودنمایی، تصویر هنرمندی را ساخته که ترجیح میدهد به جای نمایش، عمل کند.
بخش مهم دیگری از هویت اجتماعی چاوشی، فعالیتهای انساندوستانه و خیرخواهانه اوست. در سالهای گذشته، با تأسیس مرکز خیریه «جمعیت حیدر» گزارشهای متعددی از مشارکت او در آزادی زندانیان جرایم غیرعمد، کمک به خانوادههای آسیبدیده و راهاندازی یا همراهی با کمپینهای مردمی منتشر شده است. در این روایتها، تأکید همواره بر این نکته بوده که این اقدامات نه از مسیر نهادهای رسمی، بلکه عمدتاً بهصورت مستقل و با تکیه بر اعتماد عمومی انجام شده است. همین مسأله باعث شده نام چاوشی برای بخشی از جامعه، فراتر از یک خواننده، با مفهوم «کنشگر اجتماعی خاموش» پیوند بخورد.
در عرصه موسیقی، چاوشی بارها نشان داده که در بزنگاههای تاریخی و اجتماعی، واکنش هنری خود را دارد. نمونه بارز آن، قطعات حماسی و اعتراضی است که در مقاطع مختلف و بخصوص در جنگ دوازده روزه منتشر کرده و گاه بازتابی فراتر از مرزهای معمول موسیقی پاپ داشته است. درباره برخی از این آثار گفته میشود که حتی مخاطبانی با دیدگاههای متفاوت یا متضاد نیز تحت تأثیر فضای احساسی و هنری آن قرار گرفتهاند؛ نکتهای که نشان از قدرت بیان هنری مستقل از جهتگیریهای جناحی دارد.
با انتشار «یا مولا»، بار دیگر این پرسش قدیمی در فضای مجازی مطرح شد: آیا یک هنرمند مردمی میتواند هم باورمند باشد و هم مستقل؟ واکنشها نشان داد که همچنان بخشی از فضای دوقطبی، تحمل چنین ترکیبی را ندارد. در روزهای پس از انتشار قطعه، هجمههایی از سوی برخی جریانهای مخالف شکل گرفت که تلاش داشتند این اثر را نه در چهارچوب باور شخصی هنرمند، بلکه بهعنوان اقدامی وابسته تفسیر کنند. این در حالی است که مرور کارنامه چاوشی، بهروشنی نشان میدهد او همواره از پاسخ مستقیم به چنین اتهامهایی پرهیز کرده و مسیر خود را بدون تغییر ادامه داده است. رویکرد او نشان میدهد که برای ایران، برای وحدت، برای سربلندی و سرفرازی ایران بها میپردازد و همواره میداند با هجمههایی عموماً از جانب معاندین و اپوزیسیون مواجه خواهد شد اما از مسیر خود فروگذار نخواهد شد.
نکته قابل تأمل این است که این نوع هجمهها معمولاً متوجه هنرمندانی میشود که حاضر نیستند در قالبهای از پیشتعریفشده بگنجند. چاوشی نه بهطور کامل در زمین هنر رسمی فعالیت میکند و نه به اپوزیسیون و تلقیشان اهمیت میدهد. همین «میانبودگی مستقل» برای برخی غیرقابل قبول است. از یکسو، باور او برای عدهای نشانه وابستگی تلقی میشود و از سوی دیگر، نقدهای اجتماعی و فاصلهاش از قدرت، باعث میشود نتوان او را در چهارچوبهای رسمی هم تعریف کرد.
با این همه، واکنش خود چاوشی به این فضا، همان سکوت آشنای سالهای گذشته است. او نه بیانیه میدهد، نه وارد جدلهای رسانهای میشود و نه تلاش میکند تصویر خود را اصلاح یا بازسازی کند. انتشار آثار بعدی، ادامه فعالیتهای اجتماعی و حفظ ارتباط عاطفی با مخاطبان، پاسخ عملی او به این حاشیههاست.
شاید بتوان گفت همین رویکرد است که باعث شده سرمایه اجتماعی او، علیرغم تمام فشارها، همچنان حفظ شود.
در جمعبندی، قطعه «یا مولا» را میتوان نه یک اتفاق مقطعی، بلکه حلقهای دیگر از زنجیرهای دانست که محسن چاوشی سالهاست آن را میسازد؛ زنجیرهای از موسیقی، باور، مسئولیت اجتماعی و استقلال. هجمهها میآیند و میروند، اما آنچه باقی میماند، تصویری است از هنرمندی که تلاش کرده میان ایمان شخصی و مردمیبودن، تعادلی صادقانه برقرار کند. در فضایی که بسیاری یا به سکوت مطلق پناه میبرند یا به موضعگیریهای پرهیاهو، چاوشی راه سومی را انتخاب کرده است؛ راهی کم صدا، اما ماندگار.


