جنبش‌های ملی‌گرایانه و مداخله قدرت‌های بزرگ: شورش یونان، ۱۸۲۹– ۱۸۲۱

در سده نوزدهم، امپراطوری عثمانی نه‌تنها از سوی قدرت‌های اروپایی و سرداران محلی تهدید می‌شد، بلکه با خطری تازه و عمیق‌تر روبه‌رو گردید: خیزش ملی‌گرایی در میان ملت‌های اروپایی تحت سلطه‌اش. ایدئولوژی نوپدید ملی‌گرایی که بر پایه‌ اشتراک زبان، فرهنگ و خاطره‌ تاریخی شکل گرفته بود، بنیان مذهبی و چندقومیتی امپراطوری عثمانی را به چالش کشید. در نتیجه، موجی از جنبش‌های استقلال‌طلبانه سراسر بالکان را فرا گرفت؛ جنبش‌هایی که قدرت‌های بزرگ اروپا بسته به منافع خود، از آنها حمایت یا بهره‌برداری سیاسی می‌کردند. نخستین شعله‌ این قیام‌ها در صربستان (۱۸۰۴) برافروخته شد، اما صرب‌ها به دلیل ناتوانی در جلب پشتیبانی قدرت‌های اروپایی، تنها به خودمختاری محدود دست یافتند. در مقابل، شورش یونان از پشتیبانی آشکار قدرت‌های بزرگ برخوردار شد و سرانجام به تأسیس نخستین دولت مستقل بالکان، یونان نوین، انجامید. در اوایل قرن نوزدهم، جامعه یونانی در چهارچوب امپراطوری عثمانی از دو بعد متمایز برخوردار بود.
نخست، یونانیان برون‌مرزی بودند که در مراکز تجاری و فرهنگی چون استانبول و اودسا (در سواحل دریای سیاه) زندگی می‌کردند. این گروه شامل بازرگانان، دریانوردان و روشنفکرانی بود که با فضای فکری و سیاسی غرب اروپا و به‌ویژه اندیشه‌های انقلاب فرانسه آشنایی داشتند. یونانیان فناریوتِ استانبول که زبدگان مذهبی و اداری کلیسای ارتدوکس محسوب می‌شدند، نقشی کلیدی در دیپلماسی عثمانی ایفا می‌کردند. در اودسا نیز جامعه‌ای پویا از بازرگانان یونانی شکل گرفته بود که نقش مؤثری در انتقال ایده‌های آزادی‌خواهانه به داخل یونان داشتند. در همین فضا و در سال ۱۸۱۴، گروهی از روشنفکران تبعیدی در اودسا انجمنی مخفی به نام «فیلایک هتایریا» (به‌معنای انجمن دوستان) بنیان گذاشتند. هدف این سازمان، هماهنگی میان فعالان و برنامه‌ریزی برای قیامی سراسری به‌منظور استقلال یونان از سلطه عثمانی بود.
در سرزمین اصلی یونان، اوضاع به‌مراتب آشفته‌تر از دنیای فنار و اودسا بود. با ضعف تدریجی اقتدار مرکزی عثمانی، ساختار اداری در یونان رو به فروپاشی گذاشت و کشور به صحنه‌ قدرت‌نمایی دِرِبی‌ها (زمین‌داران و فرماندهان محلی) بدل شد؛ افرادی که اغلب، چه ترک و چه یونانی، به‌صورت مستقل عمل می‌کردند و از دهقانان بهره‌کشی می‌نمودند. بی‌اعتمادی مردم نسبت به مقامات عثمانی فزونی گرفت و احساس ستم و بیگانگی با رشد اندیشه‌ ملی‌گرایی درآمیخت. در این میان، احیای ادبیات کلاسیک یونان و بازخوانی تاریخ باستان، روح تازه‌ای در جامعه دمید و ایده‌ استقلال را مشروعیت فرهنگی بخشید. در چشم بسیاری از یونانیان، عثمانی‌ها دیگر نگهبانان نظم امپراطوری نبودند، بلکه چهره‌ سلطه و بیگانگی را نمایندگی می‌کردند. 

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت - ۱۵ دی ۱۴۰۴