نگاهی به پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴
ادای احترام به حافظه سینما به دور از لغزشهای سلیقهای
علی نعیمی
منتقد سینما
پوستر چهلوچهارمین دوره جشنواره ملی فیلم فجر، تصویری از علی نصیریان در فیلم ماندگار «شیر سنگی» ساخته مسعود جعفریجوزانی را برگزیده است؛ فیلمی که در دهه هفتاد تولید شد و یکی از نمونههای شاخص سینمای ملی و فولکلور ایران به شمار میآید. انتخاب این تصویر، در نگاه اول، نشانهای روشن از تداوم سیاست تازهای در طراحی پوسترهای جشنواره فجر است؛ سیاستی که میکوشد همچون جشنواره فیلم کن، هویت بصری خود را با ارجاع به آثار ماندگار تاریخ سینما غنا بخشد.
تجربه جشنواره فجر نشان داده که چنین سیاستهایی بیش از آنکه به یک رویکرد پایدار تبدیل شوند، وابسته به تغییر دبیران، مدیران و دولتها هستند. در دولت یازدهم که این رویداد با دبیری محمد حیدری برگزار شد نیز شاهد همین رویکرد بودیم؛ زمانی که تصاویر خسرو شکیبایی و علی حاتمی بر پوسترهای سیوچهارم و سیوپنجم جشنواره نقش بست و جشنواره بار دیگر به سمت «چهرهمحوری» و خاطرهبازی رفت. اما با تغییر دولت و مدیران، این مسیر بهسرعت کنار گذاشته شد و سیمرغ آشنای جشنواره بار دیگر با طراحیهای صرفاً گرافیکی جایگزین آن شد.
البته این ایده، محدود به جشنواره ملی فجر نبوده است. در دورهای که جشنواره جهانی فیلم فجر با دبیری رضا میرکریمی برگزار میشد و به اوج انسجام و اعتبار خود رسیده بود، استفاده از تصاویر فیلمهای کلاسیک سینمای ایران بهشکل جدیتری دنبال شد. برای نمونه، در دوره سیوچهارم جشنواره جهانی، تصویری از فیلم «دونده» ساخته امیر نادری و در دوره سیوپنجم، تصویر عزتالله انتظامی در فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی، پوستر جشنواره را شکل دادند؛ انتخابهایی که هرچند ایدهای کاملاً بدیع نبود و آشکارا از سنت جشنواره کن الهام گرفته شده بود، اما بهدرستی اجرا شد و به هویت فرهنگی جشنواره وزن و اعتبار بخشید.
در همین چهارچوب، انتخاب «شیر سنگی» و علی نصیریان برای پوستر فجر ۴۴، در اصل تصمیمی قابل دفاع است. فیلمی ریشهدار، بومی و هویتمحور که مفاهیمی چون مقاومت، پیوند با سرزمین، حیاتوحش، صلابت و زیست قومی را نمایندگی میکند؛ مفاهیمی که همراستا با ادبیات رسمی جشنواره و سیاستهای کلان فرهنگی تعریف میشوند. با این حال، مسأله از جایی آغاز میشود که اجرای این ایده، دچار شتابزدگی و بیدقتی میشود.
یکی از مهمترین نقدها به پوستر امسال، سرسری بودن طراحی و فقدان ظرافت لازم است. هرچند نمادهای ملی و تصویری در آن قابل تشخیصاند، اما پرداخت گرافیکی در حد شأن یک جشنواره ملی با قدمت بیش از چهار دهه نیست. مهمتر از آن، حاشیهای است که بهواسطه عدم کسب اجازه از علی نصیریان، صاحب تصویر پوستر، ایجاد شده و به دلخوری این هنرمند پیشکسوت انجامیده است؛ اتفاقی که نهتنها از منظر حرفهای قابل دفاع نیست، بلکه با روح احترامگزار این سیاست جدید نیز در تضاد قرار دارد.
نکته تأملبرانگیز دیگر، غیبت برخی چهرهها و مناسبتهای مهم سینمای ایران در پوستر امسال است. در سالی که ناصر تقوایی، یکی از ستونهای سینمای ملی ایران، چشم از جهان فروبسته و آثاری چون «ناخدا خورشید» و «ای ایران» بیش از هر زمان دیگری یادآور مفهوم سینمای ملیاند، نادیده گرفتن این مناسبت، نوعی کجسلیقگی محسوب میشود. همچنین درگذشت بهرام بیضایی، فیلمساز و نمایشنامهنویسی که آثارش- از «روز واقعه» و «باشو غریبه کوچک» گرفته تا «سگکشی» و «مسافران»- نقشی بنیادین در شکلگیری سینمای اندیشهورز ایران داشتهاند، بیپاسخ مانده است؛ غفلتی که برای بسیاری از مخاطبان جدی سینما، توی ذوقزننده است.
با همه این انتقادها، نمیتوان از یک نکته مثبت چشم پوشید: اینکه پوستر جشنواره فجر، دستکم در این دو سال اخیر، از یک طراحی صرفاً گرافیکی و بیارجاع، به بستری برای یادآوری و بازشناسی آثار ماندگار سینمای ایران تبدیل شده است. این مسیر، اگر با دقت، ثبات و احترام بیشتری ادامه یابد، میتواند به تقویت وزن هنری و نوستالژیک جشنواره کمک کند و آن را دوباره به حافظه فرهنگی جامعه پیوند بزند.
پوستر فجر ۴۴، بیش از آنکه یک تصویر باشد، نشانهای از یک انتخاب است؛ انتخاب میان تداوم یک سنت ارزشمند یا بازگشت به تصمیمهای مقطعی و سلیقهای؛ انتخابی که سرنوشت هویت بصری جشنواره در سالهای آینده را رقم خواهد زد.
در نهایت، اگر جشنواره فیلم فجر بخواهد این مسیر تازه را به یک سنت معتبر و ماندگار تبدیل کند، ناگزیر است میان احترام به تاریخ سینمای ایران، دقت حرفهای در اجرا و ثبات در سیاستگذاری تعادل برقرار کند؛ تعادلی که بدون آن، حتی بهترین ایدهها نیز به حاشیه کشیده میشوند.
بــــرش
پیوند سینما و حافظه جمعی
از سال گذشته که تصویر رقیه چهرهآزاد در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی، پوستر چهلوسوم جشنواره را زینت داد تا امسال که چهره علی نصیریان بر پوستر نشسته است، میتوان دریافت که طراحی مبتنی بر نوستالژی و یادآوری فیلمهای خاطرهانگیز، به بخشی از سیاستهای نمادین جشنواره تبدیل شده است، سیاستی که، دستکم در ظاهر، تلاشی برای پیوند زدن جشنواره با حافظه جمعی سینمای ایران و بازتعریف جایگاه آن در تاریخ فرهنگی کشور است.

