برنامه های نمایشی و شعاری را متوقف کردیم

حمایت از زنان با مدیریت حرفه‌ای

خدیجه جدا
مشاور امور زنان و خانواده معاونت علمی  ریاست جمهوری

اگر بخواهم مسیر یک‌سال گذشته را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: کار ما پل‌زدن بوده میان زنانِ توانمند زیست‌بوم نوآوری و نهادهای سیاست‌گذار، میان دانشگاه و بازار و میان ظرفیت‌های داخلی و فرصت‌های بین‌المللی. فلسفه‌مان ساده است: زنان فقط مخاطب سیاست نیستند؛ شریک سیاست‌اند. به همین دلیل، در مقام مشاور امور زنان و خانواده در معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان با همراهی همکارانم تلاش کردیم «حمایت» را از جنس شبکه‌سازی حرفه‌ای، دسترسی به بازار و استانداردسازی فرآیندها معنا کنیم؛ حمایتی که سنجش‌پذیر باشد و به نتیجه ختم شود، نه به شعار.
درواقع سال اول دولت چهاردهم برای دفتر امور زنان و خانواده معاونت علمی، فرصتی بود تا سیاست‌های مرتبط با زنان از سطح برنامه‌های نمایشی فراتر رود و به اقداماتی با خروجی روشن و قابل سنجش بدل شود. مسیر طی‌شده را می‌توان در سه محور اصلی خلاصه کرد: زیرساخت ملی، عدالت منطقه‌ای و حضور بین‌المللی.
چه کرده‌ایم؟
به‌جای همایش‌های متعدد، گفت‌وگوی حرفه‌ای رو در رو با مدیران زن را آغاز کردیم. جمعی از مدیران‌عامل شرکت‌های دانش‌بنیان و خلاق را دور یک میز نشاندیم تا به زبان کسب‌وکار از موانع و راه‌حل‌ها بگویند و همان‌جا مسیر همکاری را ریل‌گذاری کنیم. این نشست‌ها فقط یک رویداد نبود؛ الگویی شد برای اینکه سیاست از متن میدان تغذیه کند. هم‌زمان، مسیرهای حضور بین‌المللی را باز کردیم؛ با محوریت بریکس، از حضور زنانِ برگزیده در مجامع معتبر پشتیبانی هدفمند شد و امکان معرفی چهره‌های توانمند به شبکه‌های تصمیم‌سازی فراهم آمد. در سطح بین‌المللی، نقطه عطف کار ما حضور زنان ایرانی در اجلاس بریکس بود. چهار زن فناور در سال ۲۰۲۴ حمایت مستقیم دریافت کردند و پنج زن دیگر برای اجلاس ۲۰۲۵ معرفی شدند. این روند، برای اولین‌بار، ایران را وارد گفت‌وگوهای جهانی کرد که در آن نوآوری با موضوعاتی چون سلامت، امنیت غذایی و اقتصاد فراگیر پیوند می‌خورد.
در داخل هم پاویون‌های ویژه برای مدیران زن در نمایشگاه‌های بزرگ   راه انداختیم تا دسترسی به بازار و سرمایه‌گذار آسان‌تر شود. در کنار این اقدامات، رویدادهایی همچون «زنان، محور نوآوری و فناوری» و پیش‌رویداد چهاردهمین کنفرانس بین‌المللی سلامت زنان برگزار شد. در این چهارچوب، ۵۰ مدیرعامل زن در سطح ملی گردهم آمدند، ۲۰ استارتاپ خلاق تحت حمایت قرار گرفتند و ۱۱۸ طرح در حوزه سلامت زنان شناسایی و تحلیل شد. این ارقام نه برای انباشتن آمار، بلکه نشانی درست از تغییر رویکرد از رویدادهای نمادین به سمت نتایج قابل پیگیری است.
سومین خط کار، توسعه متوازن منطقه‌ای بود. حمایت از صنایع خلاق در استان‌های کمتر برخوردار را با شاخص‌های روشن پیش بردیم تا رهاورد آن فقط «برگزاری برنامه» نباشد؛ افزایش سهم بازار، ایجاد محصول‌های نو و آموزش‌های هدفمند برای توانمندسازی زنانِ کارآفرین محلی، جزو تعهدات مشخص این بسته است. در سطح منطقه‌ای، تمرکز ما بر سیستان و بلوچستان قرار گرفت. اجرای طرح «توسعه صنایع خلاق» که با بودجه‌ای قابل اتکا و پیشرفت ۵۰ درصدی، امکان ورود زنان محلی به زنجیره ارزش ملی و جهانی را فراهم کرد. این طرح با ترکیبی از آموزش، حمایت از استارتاپ‌ها، تولید محصولات جدید و جذب سرمایه بخش خصوصی، تلاشی بود برای آنکه زنان استان نه صرفاً تولیدکننده صنایع دستی، بلکه بازیگرانی در بازار نوآوری و توسعه پایدار باشند.
 چهارم، به فناوری‌های پیشران ورود کردیم؛ بویژه هوش مصنوعی در سلامت زنان. با ایجاد بستر پژوهشی–کاربردی و پیوند دادن شرکت‌های نوآور با دانشگاه و نظام درمان، به دنبال آن هستیم که هوش مصنوعی نه یک عنوان پرزرق‌وبرق، که ابزاری برای بهبود دسترسی، کیفیت و عدالت در سلامت باشد. در این مسیر، ایجاد «بانک داده‌های زیستی» و برنامه‌های آموزشی برای تیم‌های بالینی و فناور، حلقه‌های عمل هستند. درواقع مهم‌ترین گام، سرمایه‌گذاری در ایجاد «آزمایشگاه هوش مصنوعی و بانک داده‌های زیستی» در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. این طرح اکنون با پیشرفت ۷۰ درصدی در حال شکل‌دهی اولین بایوبانک ملی و الگوریتم‌های کاربردی در حوزه سلامت است. اهمیت این اقدام، فراتر از یک پروژه فناورانه بوده و در پیوند با ارتقای اعتماد عمومی به نظام سلامت و ایجاد ظرفیت‌های پژوهشی پایدار برای نسل‌های بعدی است.
در کنار اینها، یک کار کمتر دیده می‌شود اما اثرش ملموس است: حل‌وفصل بین‌دستگاهی مسائل شرکت‌ها. از نگاه ما، شنیدن درد مشترک کافی نیست؛ باید در کنار شرکت‌ها بایستیم، گره‌های اداری را باز کنیم و مسیر قانونی را تا حصول نتیجه همراهی کنیم. این روحیه «مسئولیت مشترک» به ما کمک کرده مسائل به‌ظاهر خرد، اما تعیین‌کننده، از میزهای گفت‌وگو به نتیجه برسد.

روح حاکم بر سیاست ما
در این مسیر، چهار اصل، قطب‌نمای راه بوده و خواهد بود:
1. فرصت برابر، معیار شایستگی: حضور زنان در نوآوری باید از کف سازمان تا رأس تصمیم‌گیری دیده شود. ما به سهمیه‌گرایی صوری اعتقاد نداریم؛ به ایجاد فرصت و رفع تبعیض‌های ساختاری باور داریم تا شایستگی مجال بروز پیدا کند.
2. سیاستِ مبتنی بر داده: هر جا حرف از مداخله می‌زنیم، شاخص تعریف می‌کنیم؛ از میزان مشارکت و دسترسی تا نتیجه‌های بازار. این یعنی پاسخگویی به مردم و قابلیت اصلاح مسیر بر اساس شواهد.
3. استاندارد و شفافیت به‌جای ابهام: در حوزه‌های نو، به‌خصوص هوش مصنوعی، از شفافیت می‌رسیم به اعتماد. ارزیابی اثر پیش از اجرا و اعلام عمومی پروژه‌های دولتی مرتبط با هوش مصنوعی برای ما فقط اصطلاح فنی نیست؛ اصل اخلاقی حکمرانی و شرط موفقیت بازار است. 
4. انسجام عملیاتی به‌جای جزیره‌ای کار کردن: مسأله زنان و فناوری، یک پرونده تک‌سازمانی نیست. با وزارتخانه‌ها، استانداری‌ها، دانشگاه‌ها، صندوق‌ها و بخش خصوصی کار می‌کنیم؛ هر جایی که هم‌افزایی بسازد و اتلاف را کم کند. 
این مسیر، بدون ادعای «بی‌نقص بودن»، بر یک قاعده ساده استوار است: گوش‌دادن دقیق، تصمیم‌گیری به‌موقع و پیگیری تا نتیجه. تلاش کرده‌ایم به‌جای تصدی‌گری، تسهیل‌گر و هماهنگ‌کننده باشیم؛ به‌جای تولید بخشنامه‌های پرشمار، چند قاعده روشن و قابل سنجش بگذاریم و به‌جای تمرکز بر مرکز، ظرفیت استان‌ها را جدی بگیریم. موفقیت‌های کوچک را به‌حساب شبکه شریکان‌مان می‌گذاریم و ناکامی‌ها را به‌عنوان «بازخورد برای اصلاح» ثبت می‌کنیم.
جمع‌بندی سال اول هم روشن است: در مجموع مبلغ خوبی در این زمینه سرمایه‌گذاری شد که بخش اعظم آن به زیرساخت‌های ملی و درصدی از آن به توسعه منطقه‌ای و حضور بین‌المللی اختصاص یافت. این ترکیب به‌خوبی بیانگر نگاه ماست: زنان باید هم در سطح ملی، هم در عرصه‌های محلی و هم در صحنه جهانی نقش‌آفرینی کنند.
 
سخن آخر
برای من، به‌عنوان استاد دانشگاه و مشاور معاون رئیس‌جمهور، ارزش این مسیر بیش از هر چیز در تغییر نگاه زنان است؛ اینکه خود را نه در موقعیت «دریافت‌کننده حمایت»، بلکه در جایگاه «معمار نوآوری» ببینند. اگر این تغییر استمرار یابد، آینده حکمرانی علم و فناوری در ایران با حضور مؤثر و پایدار زنان شکل خواهد گرفت.
یادمان باشد که اقتصاد دانش‌بنیانِ ایران، زمانی به بلوغ می‌رسد که نقش زنان از «حضور» به «اثرگذاری» تغییر کند؛ یعنی در میزهای تصمیم، در طراحی محصول، در بازارهای جهانی و در استانداردسازی، سهمی واقعی داشته باشند. من و همکارانم در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری خود را متعهد می‌دانیم که با سیاست شفاف، تکیه بر داده و هم‌افزایی ملی، این تغییر را شتاب دهی، بی‌هیاهو، منظم و بر مدار نتیجه کنیم و از همه بازیگران زیست‌بوم دعوت می‌کنیم در این مسیر کنار ما بایستند؛ هر جا لازم باشد، ما پل میان شما و سیاست خواهیم بود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و هشتصد و بیست و هشت
 - شماره هشت هزار و هشتصد و بیست و هشت - ۱۵ شهریور ۱۴۰۴