مصائب دو رگه بودن

روایت لیلا سلیمانی نویسنده مراكشی‌تبار از تبعید خانواده‌اش به فرانسه در سه‌گانه سرزمین دیگران

راضیه خوئینی
گروه كتاب


آتش به‌عنوان نمادی از عشق، احساس و هویت با دنیای لیلا سلیمانی، نویسنده دوتابعیتی مراكشی-‌فرانسوی درهم می‌آمیزد و در عنوان اثرش «آتش را با خود می‌برم/ J'emporterai le feu» كه حلقه سوم از سه‌گانه «سرزمین دیگران» است، تجلی می‌یابد؛ زیرا هنگام ترك خانه و كشورت، تنها دارایی‌هایی كه می‌توانی با خود ببری شعله‌های احساسات و نیرویی درونی است. آتشی به نشانه انرژی حیات و یادگارهای خانوادگی‌ات كه با وجود فرسنگ‌ها فاصله و تغییر مكان‌ها، همچنان درون انسان می‌سوزد و زنده می‌ماند. او با هنرمندی، از تار و پود زندگی سه نسل از خانواده‌اش پرده برمی‌دارد و داستانی عاشقانه و رمانتیك می‌نویسد كه با تبعید، استعمار، تغییر هویت و تنهایی درهم تنیده‌ شده‌اند. این رمان فرصتی برای درك چالش‌های اجتماعی و فرهنگی در تاریخ استعمار و پسااستعمار مراكش است.
او تألیف مجموعه سه‌ جلدی «سرزمین دیگران/ Le Pays des autres» را سال ۲۰۲۰ آغاز و جلد آخر آن را در ژانویه ۲۰۲۵ از سوی انتشارات گالیمار  منتشر كرد. مجموعه كتاب‌های «جنگ، جنگ، جنگ»، «رقص ما را نگاه كن» و «آتش را با خود می‌برم»، داستان‌هایی تكان‌دهنده با یك پایان باشكوه هستند:«آتشی عظیم شعله‌ور كن و با خود ببر، زیرا آزادی گنجینه‌ای است كه نباید فدای ‌نژاد و گذشته‌ات شود.»
 
جست‌وجوی هویت در «سرزمین دیگران»
اولین جلد داستان با سرنوشت ماتیلد، مادربزرگ اروپایی و امین، پدربزرگ مراكشی نویسنده آغاز می‌شود و جلد آخر به ماجرای نسل سوم خانواده بِلحاج، یعنی میا و انیس می‌رسد. این دختران كه در دهه ۱۹۸۰ به دنیا آمده‌اند، همانند مادربزرگ و عمه‌شان در تبعید و تنهایی به دنبال آزادی می‌گردند. آنها باید كاشانه‌ای برای خود بسازند، قوانین جدیدی بیاموزند و با تعصبات و نژادپرستی مواجه شوند.
او مجموعه «سرزمین دیگران» را با شكوه تكمیل می‌کند و اثرش را همچون تابلویی خانوادگی به تصویر می‌كشد. لیلا، پدربزرگ و مادربزرگش را چهره‌هایی نمادین می‌داند و داستان را با لحظه ملاقات آنها در سال ۱۹۴۴ شروع می‌كند. دیداری عاشقانه كه ماتیلد، زن جوان اهل آلزاس (منطقه مرزی فرانسه) را با امین بلحاج، سرباز ارتش مراكش به هم می‌رساند و سفری كه آنها را به شهر مكناس، پادگان مراكشی و شهری مهاجرنشین می‌كشاند.
«سرزمین دیگران» به تنش‌های میان فرد و جمع، زندگی خصوصی و آزادی، احكام كشور مراكش و باورهای مردمش و حقوق زنان در برابر مردسالاری عمیقاً آزادی‌زدا، می‌پردازد. در بخش پایانی «آتش را با خود می‌برم»، سلیمانی با شور و حال، سرگذشت میا و انیس، دختران مهدی و عایشه را روایت می‌كند. مهدی به بانكداری مشغول و به عدالت كارمندانش پایبند است. عایشه، متخصص زنان و زایمان، به حقوق زنان مراكشی تعهد دارد.
 
هنر راوی
«مهدی با دقت و حوصله خودش را خشك می‌كند، تیشرتی تمیز و شلوار كتان می‌پوشد و ته كیفش دنبال كتابی می‌گردد كه برای دخترش خریده. دستش را روی شانه‌ میا می‌گذارد و با تبسمی می‌گوید:«برو و دیگر پشت سرت را هم نگاه نكن. این داستان نژادها و ریشه‌ها فقط راهی برای بستن پای تو به زمین است. گذشته‌ات، خانه، اشیا و خاطرات هیچ‌كدام اهمیتی ندارند. آتش بزرگی شعله‌ور كن و آن را همراه خود ببر.» روزنامه «لوپوآن» این وداع تكان‌دهنده را زیبا تفسیر می‌كند. سلیمانی برای توصیف صحنه جدایی از پدری موقر، از واژه‌هایی به نشانه دل‌ كندن همیشگی از دلبستگی‌ها، نه یك خداحافظی ساده استفاده می‌کند و به جای «خداحافظ» می‌نویسد:«با تو وداع می‌كنم.» این نشان‌دهنده ترك ابدی زادگاهش و «بردن آتش» به عنوان نماد دگرگونی است:«خداحافظی نمی‌كنم، عزیزم! با تو وداع می‌كنم. تو را از لبه صخره به پایین می‌اندازم و به شنا كردنت می‌نگرم. عشقم، با آزادی معامله نكن و مراقب گرمای خانه‌ات باش.»
نویسنده در توصیف روابط خانوادگی، محبت‌ها و نارضایتی‌ها مهارت ویژه‌ای دارد و با بیان آنچه گفته می‌شود یا گفته نمی‌شود، به زیبایی خواننده را به درك عمیقی می‌رساند كه چگونه این خانواده به طایفه‌ای متحد و جامعه‌ای مخفی در مراكش تبدیل شده‌اند و چرا زیر بار تعصبات اشتباه نمی‌روند. زندگی دختران كوچكی كه بعدها زنان جوانی می‌شوند، درس‌آموز است. همچنین مهدی، پدر نویسنده كه در پی اتهامی دروغین و ساختگی زندانی شده بود، آزاد می‌شود اما دوستانش رهایش می‌کنند و بعد از مدت كوتاهی از دنیا می‌رود. پدرش شخصیتی بااخلاق و تأثیرگذار است كه برای صحبت با دخترانش و انتقال دانش خود همیشه هدایایی مانند كتاب و مطالب خواندنی به آنها می‌دهد.
این داستان روایتی شخصی، تاریخی و سیاسی است كه به شكل رمانتیك روایت شده است؛ زیرا نویسنده حتی زمانی كه داستان را صمیمانه روایت می‌‌كند، هرگز خود را با پایبندی به مسائل نژادی و تبار‌شناسی محدود نمی‌كند. او بافته‌های خود را می‌دوزد، برش می‌دهد و به حقیقت شكلی تازه می‌بخشد و اساطیری جدید خلق می‌كند؛ آنقدر كه پنج زن خانواده‌اش را به هیولایی اسطوره‌ای و شكست‌ناپذیر تشبیه می‌کند و پدر خشك و بی‌رمقش را به «آخرین مرد.» شگفتی‌هایی در میان صفحات كتاب پدیدار می‌شوند اما مانع اخلاص نویسنده نمی‌شوند و این گرمایی زرین به داستان می‌بخشد.
 
 اسطوره‌سازی از شخصیت‌ها
«آنها آنجا بودند، پنج زن سفیدپوش كه روسری به دور موهایشان بسته بودند؛ بدون عطر و آرایش. آنها آنجا مانند «هیدرا» ایستاده بودند؛ شخصیتی اسطوره‌ای كه از پای درآوردنش غیرممكن است، همچون یك قبیله.» این پنج زن، ماتیلد، سلما، عایشه و «كوچولوها»؛ یعنی میا و انیس هستند كه در دهه ۱۹۸۰ زنان جوانی شده‌اند؛ جایی كه فصل سوم و پایانی مجموعه «سرزمین دیگران» در آن اتفاق می‌افتد.
همچنین سلما، خواهر كوچك‌تر امین، شخصیت مهمی در داستان است كه نفوذ زیادی بر اطرافیانش دارد. او با نام مستعار «ویوین لی» برگرفته از نام بازیگر مشهور بریتانیایی، شناخته می‌شود. این ترفندی برای اشاره به جذابیت و زیبایی سلماست؛ دختری كه برای آزادی خود می‌جنگد و این ارزش را به اطرافیانش می‌آموزد، در حالی كه سلیقه‌‌ای عالی در مد دارد. او مظهر صبر، جذابیت، بی‌خیالی و دلسوزی است.
در جلد آخر، «عایشه» دختر ماتیلد، از زیباترین شخصیت‌های داستان، حالا مادر شده است؛ همچنین این فرد كه در جلد دوم دانشجو بود، اكنون فارغ‌التحصیل و متخصص زنان و زایمان شده است و تعلق خاطر عمیقی به بیمارانش دارد. او در طوفان ننگین بی‌احترامی‌هایی كه بر خانواده سایه افكنده، با سربلندی ایستادگی می‌کند و تمام وجودش را سپر می‌کند تا دخترانش، میا و انیس بتوانند در فضایی آرام و دور از هرج و مرج، مانند گل‌های زیبا در میان علف‌های وحشی، شكوفا شوند.
 
وجه تمایز آثار لیلا سلیمانی
این رمان‌نویس با قلمی تیز و چابك، موقعیت‌ها و شخصیت‌های معاصر را دقیق به تصویر می‌كشد. او در خلق داستان‌های جذاب، كاوش در مضامین تاریك و آزاردهنده، از مهارت روان‌شناختی كمك می‌گیرد. سبك تمیز، فریبنده‌ و بی‌طرف او از صفحات اول، خواننده را میخكوب كرده و تا پایان كتاب رهایش نمی‌كند. ویژگی بارز آثارش، تنش‌های اجتماعی و خانوادگی است كه تصویری ظریف و در عین حال بی‌رحمانه ترسیم می‌كند. او با «سرزمین دیگران»، ماجراهای پس از دهه‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰، دوران استعمار مراكش و پیامدهای استقلال آن را روایت می‌کند و سپس به سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ می‌رسد و تجربیاتش را در دو سوی مدیترانه صادقانه بیان می‌كند؛ از مراكش تا فرانسه. از ویژگی‌های قلم او شفافیت و زمختی است كه در اكثر داستان‌هایش به چشم می‌خورد.
از نگاه این رمان‌نویس، هر كسی حق دارد لحظات و فصل خودش را داشته باشد؛ هر انسانی در حالی كه با دیگران متحد است، دارای بُعدی از تنهایی و انزواست. در تنهایی قادر به گفتن حقیقت نیستید؛ انزوای ناشی از بی‌عدالتی و شكنجه، جدایی و نهایتاً تنهایی در تبعید است. سلیمانی با دقتی تیزبینانه لحظات ناآرامی‌ای را به تصویر می‌كشد كه با حكم جدید تبعید علیه دو دختر جوان، موذیانه بر آنها تحمیل می‌شود؛ حكم تغییر هویت و «فرانسوی شدن»، رفتن از وطن تا آخر عمر و شخصی دیگر و بیگانگان ابدی شدن.
وقتی از بدو تولد در «كشور دیگران» زندگی می‌كنید، به نظرتان چه اتفاقی برایتان می‌افتد؟ این شخصیتی است كه میا، خواهر بزرگ به آن تبدیل می‌شود؛ یعنی خود نویسنده كه به دنبال ردپای اجدادش می‌رود تا كل داستان را كنار هم بچیند و روایتی قوی و واقعی علیه روایت‌های ساختگی بنویسد.

 

آثار لیلا سلیمانی در ایران

لیلا سلیمانی سال ۱۹۸۱ در رباط مراكش متولد شد. او در سال ۲۰۱۴ اولین رمانش را به زبان فرانسوی با عنوان «در باغ غول» منتشر كرد و دو سال بعد با رمان مهیج و پرفروش «ترانه شیرین» مشهور و موفق به دریافت جایزه «گنكور» شد. برخی آثار این نویسنده دوتابعیتی به فارسی ترجمه شده و در بازار كتاب موجود است؛ از جمله كتاب‌‌ «رقص ما را نگاه كن» (جلد دوم سرزمین دیگران) كه انتشارات مروارید با ترجمه پریزاد تجلی منتشرش كرده است.   مروارید همچنین كتابی را با عنوان «وطن دیگران» و با ترجمه همین مترجم (زبان فرانسه) نیز منتشر كرده و نشر برج، ترجمه محمدعلی محمدصادقی آن را با عنوان «غربت» منتشر كرده كه همان جلد اول مجموعه «سرزمین دیگران است.» كتاب «ترانه شیرین» این نویسنده نیز توسط افتخار نبوی‌نژاد از فرانسوی ترجمه شده و انتشارات كتاب «كوله‌پشتی» منتشرش كرده است. انتشارات «نگاه» هم آن را با عنوان «لالایی و با ترجمه ابوالفضل الله‌دادی (از زبان فرانسه) منتشر كرده؛ ترجمه زیبا گنجی از نسخه انگلیسی‌اش هم با عنوان «دایه تمام‌عیار» توسط انتشارات «جمهوری» منتشر شده است. از دیگر آثار این نویسنده كه هنوز به فارسی بازگردانده نشده، می‌‌توان به رمان‌های «با دستان خالی»، «رابطه و دروغ‌ها»، «شیطان در جزئیات است، چگونه می‌‌نویسم» یاد كرد.

 

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و هفتصد و پنجاه و هفت
 - شماره هشت هزار و هفتصد و پنجاه و هفت - ۱۷ خرداد ۱۴۰۴