طبقه متوسط پایهگذار و حافظ دموکراسی
توسعه در غیاب صلح و دموکراسی ناممکن میشود
دکتر سید احمد موثقی گیلانی
استاد علومسیاسی دانشگاه تهران
مسائل اجتماعی چند بعدی و درهم تنیدهاند. «صلح در حوزه فرهنگ»، «دموکراسی در حوزه سیاست» و «توسعه در حوزه اقتصاد» ارتباطی دیالکتیکی و تنگاتنگ دارند و بر یکدیگر اثر میگذارند و از هم تأثیر میپذیرند.
برای تبیین رابطه پیچیده «دموکراسی»، «صلح» و «توسعه» باید جهان مفهومی هر یک را شناخت. دموکراسی یعنی نفی خشونت و جایی که خشونت نباشد صلح پدیدار میشود؛ چنانکه میتوان گفت «صلح» و «دموکراسی» باهم عجیناند.
در نظریات ساختارگرایانه از دموکراسی، مفهوم توسعه بسیار برجسته است. طبق این نظریات، در جامعه توسعهیافته فقر نیست و نیازهای اولیه رفع شده است.
در چنین جوامعی، اکثر مردم جزو «طبقه متوسط» هستند (نه کارمند دولت)! و این طبقه متوسط است که میتواند هم پایهگذار و هم حافظ دموکراسی باشد. در مقابل، یکی از شاخصههای عدم توسعه، رفع نشدن نیازهای اولیه افراد جامعه است و طبعاً اگر انسانی نیازهای اولیهاش رفع نشود دست به هرکاری میزند؛ برای چنین انسانی، صلح معنایی ندارد.
دموکراسی به معنای حکومت بر اساس رضایت مردم است. در دموکراسی «شفافیت» و «مشروعیت» موضوعیت دارد و جایی که مشروعیت باشد بستر برای «گفتوگو» فراهم میشود. در ایران به علت صبغه فرهنگی ما، از زمانی که فرد در یک خانواده متولد میشود و حتی زمانی که به جامعه ورود میکند برای او «مونولوگ» پررنگتر از دیالوگ است به این اعتبار میتوان گفت که انسان ایرانی از همان بدو تولد نمیآموزد که گفتوگو کند و با خویشتن در صلح باشد.
در حالی که فرهنگ صلح از خود انسان و از خانه و خانواده او آغاز میشود و در یک سلسله مراتب به «صلح با دیگری» و «صلح با جهان» میانجامد.
از همین رواست که گاه برخی از ما «سیاست» را به معنای «زورگویی» میگیریم درحالی که سیاست باید به معنای قدرت «مفاهمه» و قدرت «گفتوگو» فهم شود. از این رواست که گاه برخی تحلیلگران علومسیاسی مدعیاند که ما با جای خالی «سیاست» مواجه هستیم.