سازمان سینمایی و سازمان امور اجتماعی کشور تفاهمنامه امضا کردند
روایت سینما از آسیب های اجتماعی
سمیه افشینفر
خبرنگار
آسیبهایی چون الکلیسم، اعتیاد، طلاق و ناهنجاریهای رفتاری جنسی و حتی پدیدههای نوظهوری چون اعتیاد به نت، موضوعاتی است که جوامع را درگیر خود کرده است. برخی بر درمان و کنترل و برخی بر پیشگیری یا ترکیبی از این دو مدل تأکید کردهاند. در هفته گذشته سازمان امور اجتماعی کشور در تفاهمنامهای با سازمان سینمایی، خبر از حمایت وزارت کشور از فیلمهای اجتماعی داد. رویکردی که بهنظر میرسد در دوره جدید مدیریت سازمان اجتماعی با نگاه بر آگاهسازی جامعه و پیشگیری تأکید میکند.
کارگروهی برای حمایت از تولیدات اجتماعی
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی با اشاره به ویژگیهای این تفاهمنامه میگوید: «این تفاهمنامه حمایتهای بسیار خوب، کارآمد و فراگیری از آثار اجتماعی در پی خواهد داشت که بندهای مختلفی همچون حمایت از چهلوسومین دوره جشنواره فیلم فجر، حمایت از اکران فیلمها در استانها و همچنین رویداد تجلی اراده ملی را که قرار است در جزیره بوموسی برگزار شود، شامل میشود.» وی میگوید: «این تفاهمنامه بسیار حائز اهمیت است و در سال آینده کارگروهی بهمنظور حمایت از تولیدات اجتماعی براساس سرفصلهای مشترک و نظام موضوعی احصا خواهد شد تا در دستورکار قرار گرفته و منجر به تولید شود.» رئیس سازمان سینمایی برگزاری نشستهای تخصصی بین اهالی سینما و صاحبنظران عرصه امور اجتماعی را از دیگر بندهای این تفاهمنامه معرفی میکند و ادامه میدهد: «با این بند، زبان و افق مشترکی در سینما خواهیم داشت تا شاهد تولید آثار درخشانی در این حوزه باشیم.»
حمایت از فیلمها
با هدف آگاهسازی جامعه
سیدمحمد بطحایی، معاون وزیر و رئیس سازمان امور اجتماعی کشور نیز درباره این تفاهمنامه با بیان اینکه در تفاهمنامهای که میان سازمان امور اجتماعی و سازمان سینمایی کشور منعقد شده، اصلیترین هدف این بود که ما بتوانیم از این ظرفیت بسیار عظیم که در عرصه هنر، بویژه هنر سینما وجود دارد، برای آشنایی بیشتر آحاد جامعه با مؤلفههای مؤثر در آسیبهای اجتماعی که جامعه را در معرض خطر قرار میدهد، استفاده کنیم، میگوید: «خوشبختانه فرهنگ و تمدن ایران مملو از ظرفیتهای فراوان برای تقویت نشاط اجتماعی است. کشوری با بیش از هزاران سال تمدن پیشرفته، در کنار آموزههای اخلاقی و رفتاری دین مبین اسلام، ابزارها و روشهای متعددی را برای توسعه نشاط، افزایش روابط دوستانه و سلامت روحی و روانی آحاد مختلف جامعه در اختیار دارد. هنر، بویژه سینما و فیلم، بستری کامل، جامع و در عین حال جذاب برای گسترش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی فراهم میآورد.
دست توانمند هنرمندان عزیز ما در عرصه سینما و فیلم میتواند کمک بزرگی باشد تا این مسائل به شکلی زیباشناختی و هنرمندانه با مخاطبان و مردم در میان گذاشته شود.»
بطحایی ادامه میدهد: «اصلیترین هدف از انعقاد این تفاهمنامه نیز پرداختن به همین موضوعات بود. ما در طراحی و اجرای این تفاهمنامه که بخشی از آن برای جشنواره سال ۱۴۰۳ اجرا خواهد شد و بخش مهمتر و گستردهتر آن در سال ۱۴۰۴ ادامه خواهد یافت، آثار برتر در حوزه اجتماعی را با اهتمام همکارانمان در سازمان سینمایی و متخصصان این حوزه انتخاب و به جامعه معرفی خواهیم کرد. حمایتهای مادی و معنوی از تولید این آثار را نیز انشاءالله انجام خواهیم داد، بویژه برای آثاری که به جنبههای مثبت و ایجابی در امور اجتماعی بپردازند و آنها را به نمایش بگذارند.» وی با اشاره به اهمیت توجه به مدل ارائه الگوهای اجتماعی در آثار هنری میگوید: «در معیارها و شاخصهای ارزیابی آثار اجتماعی، متأسفانه بسیاری از آثاری که هماکنون تولید میشوند، بر نمایش جنبههای تلخ و بهنوعی سیاه این موضوعات تمرکز دارند. البته این بدان معنا نیست که بخواهیم این نگاه را نفی کنیم یا رویکردی سلبی نسبت به آن داشته باشیم، اما معتقدیم که در حوزه آموزشها و مهارتهای اجتماعی، باید جنبههای ایجابی و مثبت نیز مورد توجه قرار گیرد. البته در برخی فیلمهایی که به این موضوعات میپردازند، شاهد چنین رویکردهایی هستیم. امیدوارم که در سال ۱۴۰۴، با هنرمندی هنرمندان عزیز کشورمان و دستان پرتوان آنان، بتوانیم این نوع فیلمها را بیشتر به جامعه خود عرضه کنیم و انشاءالله برخی از مشکلاتی که در حوزه امور اجتماعی داریم، با کمک و مساعدت هنرمندان کاهش یابد.»
سیاستگذاری و شاخصگذاری هدفمند سینمای ایران
محمدرضا زمردیان، جامعهشناس در گفتوگو با «ایران» با بیان اینکه صنعت سینما در بدو شکلگیری، کارکردی بر مدار سرگرمی داشت، میگوید: «به مرور زمان این جادوی تصویری توانست جریان زندگی واقعی را نیز به تصویر بکشد، نمایشی که گاه با همدلی، گاه با تلخنمایی یا رویاپردازی، تلاش به جاری ساختن ارزشها و رفتارهای مورد قبول جامعه میکرد.» در ایران اما به دلایل مختلف از جمله ضعفهای تکنولوژیکی و تکنیکی همواره مسیر سینما به روایتی از جامعه پرداخته که کمتر عنصر خیال و رویا را به همراه داشته و بیشتر بر مبنای نظریه آینهای تلاش کرده؛ آینهای از جامعه که به اصطلاح بیانگر واقعیات باشد. زمردیان ادامه میدهد: «این بیان واقعیت، گاهی زبان روشنفکری گرفته، گاهی اعتراضی بوده و بیانی تلخ و مخالفگونه یافته و گاهی هم سیاسی و برای همراه ساختن قشری عمل کرده، اما هرچه بوده در مرز بیان تلخیها مانده و کمتر توانسته در سینمایی که شاید بتوان نام اجتماعی بر آن نهاد، بر حل مسأله یا ترویج الگوها و هنجارهای مطلوب قدم بردارد و چهبسا بیان حقیقتهایش هم سوگیرانه و در برخی مواقع قالبی و بهدور از واقعیتها و حتی عقبتر از واقعیت باشد.»
در دنیای امروز موضوع پیچیدهتر هم شده است؛ چرا که مخاطب امروز مخاطب جهان رسانههاست و با زمینه ذهنی خود مخاطب سینما میشود و در این مسیر کار فیلمساز سختتر شده است. این جامعهشناس میگوید: «الزاماً پیام رمزگذاری شده تولیدگر با پیام رمزگشایی شده توسط مخاطب یکسان نیست و چهبسا از یک امر یکسان برداشتی کاملاً متفاوت حاصل شود که اساساً منظور تولید کننده اثر نبوده است.
به این معنا که چهبسا الگوی منفی یا رفتار منزجرکننده داستان در ذهن مخاطب شخصیت و رفتار قابلتکرار یا قهرمان معنا شود و سینمای بهاصطلاح اجتماعی بهجای اصلاحگری به ترویج نامطلوب اقدام کند.» این فعال اجتماعی با اشاره به جلسه سازمان امور اجتماعی و سازمان سینمایی میگوید: «گامی که سازمان امور اجتماعی و سازمان سینمایی برداشتهاند، از این نظر دارای اهمیت است که شاید زمینهای برای سیاستگذاری و شاخصگذاری هدفمند این فضا فراهم شود. بررسی سینمای ایران در حوزهای که به آن اجتماعی گفته میشود، نشان میدهد به لحاظ موضوع عمدتاً محدود به چند حوزه اعتیاد، طلاق و بعضاً خودکشی میشود و در این مسیر هم بخش مهم به روایت قربانی میپردازد، بدون تأکید بر الگوی باورپذیر قابل ترویج مبتنی برفرهنگ ایرانی. در این فضا نگاه ایجابی که ترویجدهنده الگوی موفق، قهرمانساز و قابلترویج باشد، خالی یا خیلی کم رنگ است و در حوزه طلاق و خانواده نیز عمده آسیب را در نگاهی قالبی به طبقه برخوردار نسبت میدهد و آن را ولنگار میخواند. در سالهای اخیر حتی بسیاری از استانداردهای مورد رعایت کشورهای غربی در زمینه محدودیت نمایش خشونت، مصرف دخانیات و الکل در سینمای ما و خصوصاً در تولیدات ویاودیها (VOD) ،
رعایت نمیشود.» در پژوهشی که جیمیسیون و رومر بر نمایش تصاویر مصرف دخانیات در فیلمهای آمریکایی طی سالهای۱۹۵۰ تا ۲۰۰۶ انجام دادهاند، نشان میدهد میزان مصرف دخانیات در میان شخصیتهای اصلی فیلمهای آمریکایی خصوصاً از ۱۹۵۰ بعد به شکل معناداری کاهش یافته است.
این امر خصوصاً از این جهت مهم است که در میان جوانان شانس تقلید و ابتلا به دخانیات دو برابر است. زمردیان تأکید میکند: «کنارهم قرار گرفتن حوزه سینما و حوزه سیاستگذاری اجتماعی اگر نگاهی تخصصی و منطقی داشته باشد، میتواند در تولید ادبیات و الگوهای همکاری و ترویج ارزشهای اجتماعی مورد پذیرش جامعه گامهای مهمی بردارد.»