چرایی خشم و نفرت پراکنی سکوها در استادیومها
وقتی همه مقصریم!
هواداری و حریم حرمتها حاشیههای بازی پرسپولیس- تراکتور، شیرینی یک بازی پرشور را تلخ کرد. کری خواندن و کلکلهای فوتبالی، بخشی از آیین تماشاگری در فضای استودیومی است. حتی هوکردن و پرتاب اشیا به سمت بازیکنان و مربیان به مثابه نقد و اعتراضی نمادین. فحاشی و بددهنی اما با هیچ منطق و مسلک ورزشی مورد تأیید نیست. این قاعده اخلاقی همهجا از جمله در ورزشگاهها هم قابل تعمیم است که عصبانیت، حقانیت نمیآورد. همچنانکه رکگویی با رکیکگویی نیست. واکنش اعتراضی نباید به توهین و بیاحترامی منجر شود و حرمتها را بشکند. علیرضا بیرانوند اگر مستحق نقد هم بود مستحق فحشهای رکیک نبود آنهم وقتی مادرش در ورزشگاه حضور داشت. اگر اخلاق حکم میکند تا بازیکن به بازی جوانمردانه متعهد باشد، تماشاگر هم باید به اخلاق جوانمردانه مزین شود. ادب و آداب هواداری نه به نوع رنگ که به سطح فرهنگ ربط دارد. شوری که با شعور نیامیزد، شرم و شرر میسازد.
حامد جیرودی
خبرنگار
در چند روز اخیر، بسیاری از مردم، صحبت از بازی پرسپولیس و تراکتور میکنند. دیداری که حاشیههای زیادی روی سکوهای آن در ورزشگاه آزادی تهران به وجود آمد و همانطور که اعلام شده، 32 نفر در آن آسیب دیده و زخمی شدهاند! این یک آمار حیرت آور است که بسیاری را به این پرسش وا داشته که چه عواملی باعث شده تا یک بازی به میدان جنگ لفظی و رفتاری تبدیل شود؟ این در حالی است که فوتبال، در همه جای دنیا، یک ورزش سرگرم کننده و نشاط آور است که در دل خود برد و باخت هم دارد و بسیار هیجان انگیز است اما فوتبال در ایران گاهاً به محلی برای تخلیه خشم و نفرت پراکنی مبدل شده است. بد اخلاقیای که در جامعه هم مابهازاهای مختلفی دارد و از کوچه و خیابان گرفته تا در تاکسی و محل کار، افرادی را میبینیم که به بهانههای مختلف به هم توهین میکنند و کلماتی را به زبان میآورند که به هیچ عنوان زیبنده یک شهروند نیست. فحاشیهایی که در قالب شعارهایی بسیار زشت و زننده، از سوی افراد حاضر در استادیوم سر داده میشود و ریشه در مسائلی مانند مشکلات اقتصادی، فقر فرهنگی و درگیریهای ذهنی و روانی افراد در جامعه دارد.
این امیدواری وجود داشت با حضور بانوان، فضا تلطیفتر شود و شاهد این همه بیاحترامی نباشیم اما در کمال تعجب، گروهی از زنان حاضر در استادیوم هم، شعارهایی سر میدهند که قابل باور نیست! البته این به معنای پاک کردن صورت مسأله نیست و نباید مانع حضور خانمهای علاقهمند به فوتبال در ورزشگاهها شد اما باید سره را از ناسره تشخیص داد و از حضور این تماشاگرنماها چه زن و چه مرد به استادیوم جلوگیری کرد. هر چند که به نظر میرسد هنوز هم در ورزشگاههای ایران، ابزار و شرایط لازم برای این تفکیک و سالمسازی وجود ندارد. چه آنکه در همین بازی اخیر پرسپولیس و تراکتور، قرار بود 30 هزار تماشاگر به استادیوم بروند و سهم تیم میهمان، 10 درصد باشد اما با نگاهی ساده میشد دید که تعداد هواداران حاضر در آزادی، بیش از 50 هزار نفر بود و نتوانسته بودند از ورود آنها جلوگیری کنند. با اینکه جایگاه مناسبی هم برای استقرار آنها اختصاص داده نشده بود تا از سنگ و بطری گرفته تا جارو و خاکانداز به سمت بازیکنان پرتاب شود!
درباره چرایی خشم سکوها در این بازی و سایر دیدارها به مسائل مختلفی میتوان اشاره کرد. مثل مدل جدایی بازیکنی نظیر علیرضا بیرانوند که پرونده فسخ قرارداد او در فدراسیون فوتبال، بیش از شش ماه است به سرانجام نرسیده و به طرز عجیبی کش پیدا کرده و باعث تلمبار شدن خشم پرسپولیسیها از او شده اما این دلیلی نمیتواند برای این حجم از توهین به او و خانوادهاش باشد. واقعیت این است که فضای مجازی در دمیده شدن به این آتش، بسیار مؤثر بوده است. در کانالهای هواداری و اینستاگرام، چنان هواداران را برای گرفتن انتقام از بازیکنان و مربیان تحریک میکنند که اذهان آنها ناخودآگاه به این سمت و سو کشیده میشود و در این بین، کانونهای هواداری باشگاهها هم به وظایف خود در آگاهسازی هواداران و ایجاد آرامش روی سکوها کمک نمیکنند که هیچ، بعضاً شاهد هستیم که تعدادی از لیدرها با تماشاگران خشمگین همراه شده و به آنها خط میدهند. عجیبتر اینکه بعضی افراد بیربط، با مدل مصاحبههای خود باعث شعلهورتر شدن این فضا میشوند. از مسئولان تیمها گرفته تا مدیران شهری که در استدلالهای عجیب، فدراسیون و داوری و جواد خیابانی گزارشگر بازی را به عنوان یکی از عوامل جری شدن هواداران و تفرقه معرفی میکنند و به نظر میرسد تنها به دنبال وایرال کردن و برجسته کردن خود هستند!
واقعیت این است که همه ما در به وجود آمدن چنین شرایطی مقصر هستیم. از رسانهها که باید فرهنگسازی بیشتری در این زمینه انجام دهند تا بازیکنان، مربیان و مسئولان برگزاری بازیها. این در حالی است که در طول سالهای اخیر انواع و اقسام احکام و جرائم برای برخورد با خاطیان در نظر گرفته شده اما بازدارنده نبوده است و تنها جریمههایی هنگفت و میلیاری را که برای این فصل به 150 میلیارد تومان رسیده، نصیب فدراسیون فوتبال کرده است. فوتبال ایران، همچون بیماری در شرایط وخیم است که هر روز قسمتی از بیماریاش عود میکند ولی چارهای برای درمان آن نمیشود!