چرا حمله آمریکا علیه ایران نتیجه مورد نظر واشنگتن را به دنبال نخواهد داشت؟

ترامپ-هگست و تصور تحریف‌شده از جـنگ

این دو مرد شاید آرزو می‌کردند در جهانی زندگی کنند که هر کس بیشترین بمب را بیندازد، هر چه بخواهد به دست آورد. اما جنگ نشان داده که این‌طور نیست.هیچ راه خوبی برای متوقف کردن جنگی که خودتان شروع کرده‌اید، وجود ندارد.شب چهارشنبه، دونالد ترامپ در نطق تلویزیونی‌اش درباره جنگ ایران، تلاش کرد با اغراق و لاف‌زنی، واقعیت را انکار کند. او گفت: «ما ایران را شکست داده‌ایم و کاملاً نابودش کرده‌ایم. در تمام تاریخ جنگ‌ها، هیچ دشمنی در عرض چند هفته چنین تلفات سنگین و واضحی نداشته است.»
البته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هنوز نه تنها کنترل جنگ را در دست دارد، بلکه کنترل تنگه هرمز را هم در اختیار دارد و بنابراین، عرضه جهانی نفت را به شدت محدود کرده است. یک ماه بمباران هوایی بسیاری از رهبران را هدف قرار داده بود، اما ساختار حکومت را تغییر نداد. با این حال، ترامپ پیشنهاد کرد که مأموریت «در حال نزدیک شدن به پایان» است و نیروهای آمریکایی به زودی عقب‌نشینی خواهند کرد. اما اگر تهران معامله‌ای قبول نکند، ادعا کرد: ما طی دو تا سه هفته آینده حسابی بهشان ضربه خواهیم زد. آنها را به عصر حجر برمی‌گردانیم، جایی که به آن تعلق دارند. 
حرف‌های بزرگی بود. اما این اعلام در عین حال شبیه به یک عقب‌نشینی به نظر می‌رسید، چون دو تا سه هفته احتمالاً زمان کافی برای اجرای برخی تهدیدهای قبلی ترامپ نیست: حمله مسلحانه به بنادر نفتی جزیره خارگ یا عملیاتی حتی جسورانه‌تر برای خارج کردن اورانیوم غنی‌شده که احتمالاً در تونل‌های نزدیک تأسیسات هسته‌ای ذخیره شده است.
صبح روز نطق ترامپ، گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن بود که او در حال بررسی خروج آمریکا از ناتو است. در عوض، رئیس‌جمهوری آمریکا، متحدین آمریکا را مسخره کرد؛ کسانی که از آنها التماس می‌کرد برای باز شدن تنگه هرمز به توافق برسند. او به آنها گفت: «یک کم شجاعت به تأخیر افتاده جمع کنید.» سپس گفت اگر می‌خواهند نفت دوباره جریان پیدا کند، باید «به تنگه بروند و آن را بگیرند.»
یکی از اعتقادات مرکزی دوره دوم ترامپ این بوده که کشورهای جهان حالا بر اساس منافع شخصی و زور عمل می‌کنند، نه اصول یا اتحادها و کاخ سفید مشتاقانه این خبر را پخش می‌کند. تمسخری که دولت این هفته نسبت به متحدین کمتر جنگ‌طلب خود روا داشت یادآور تمسخر ولادیمیر زلنسکی در فوریه ۲۰۲۵ بود. ترامپ به رئیس‌جمهور اوکراین گفته بود: «شما آنجا دفن شده‌اید.»
این تمایل به آنچه ساول بلو «آموزش واقعیت» نامیده — لذت توضیح دادن بدبینانه به ایدئالیست‌ها که جهان واقعاً چگونه کار می‌کند — از ترامپ به سراسر دولت سرایت کرده است. اما شاید مشتاق‌ترین معلم واقعیت، خود پیت هگست بوده؛ یکی از چهره‌های سیاسی آسیب‌پذیرتر دولت، که هنگام انتخاب برای کابینه ترامپ، مجری برنامه «فاکس اند فرندز » بود.
هگست چنان متعهد به دیدگاهی از جهان است که فقط برنده و بازنده دارد که یک بار نوشته بود ژاندارک «بازنده» بود چون آخرین نبردش «به فاجعه ختم شد و در نهایت به اعدام او انجامید.»
هگست پس از خدمت خودش در عراق و افغانستان، با این باور ظاهری بیرون آمد که آنچه مانع پیروزی کامل در آن جنگ‌ها شده بود، محدودیت‌هایی بود که بر نحوه کشتن سربازان گذاشته شده بود. (او در سال ۲۰۱۹ با موفقیت ترامپ را متقاعد کرد دو سرباز متهم یا محکوم به جنایت جنگی را عفو کند.) او به جمع بزرگی از فرماندهان ارشد نظامی گفت: «ما خشونت خرد کننده و تنبیه‌کننده را بر دشمن اعمال می‌کنیم، ما با قوانین احمقانه نبرد عادلانه نمی‌جنگیم. فقط عقل سلیم، کشندگی حداکثری و اختیار کامل برای جنگجویان.»
در مورد ایران، هگست رهبری کنفرانس‌های مطبوعاتی دولت را بر عهده داشته و در آنها از آمریکایی‌ها خواسته برای موفقیت نظامی به عیسی مسیح دعا کنند. شعار او «کشنده بودن حداکثری» است. اما حتی در ساعات اولیه جنگ مشخص بود که این رویکرد می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. حملات اولیه که از ۲۸ فوریه آغاز شد، رهبر معظم ایران آیت‌الله علی خامنه‌ای را ترور کرد، اما چنان که خود ترامپ چند روز بعد اعتراف کرد بسیاری از چهره‌های سیاسی را هم که کاخ سفید امیدوار بود دولت جدید و مطیع‌تری تشکیل دهند، از بین برد. ترامپ گفت: «بیشتر کسانی که مد نظرمان بود مرده‌اند.»
کسانی که باقی مانده‌اند، حتی اگر ترامپ نخواست باور کند، عموماً سرسخت‌تر و سازش‌ناپذیرتر توصیف شده‌اند. یکی از اهداف اعلام‌شده جنگی رئیس‌جمهوری، الهام‌بخشی برای شورش مردمی میان شهروندان ایرانی بوده است.اما این کار نیازمند تمایز دقیق بین حکومت و شهروندان عادی و اجتناب از آسیب جانبی است. با این حال، طبق یک تحقیق مقدماتی، در همان روزی که نیروهای آمریکایی رهبر معظم ایران را ترور کردند، بمبی را در مکانی غیرنظامی انداختند و نزدیک به دویست کودک را در یک مدرسه ابتدایی در میناب کشتند.
ترامپ و هگست شاید آرزو می‌کردند در جهانی زندگی کنند که هر کس بیشترین بمب را بیندازد، هر چه بخواهد به دست بیاورد. اما جنگ ایران نشان داده که این‌طور نیست. مؤسسات لیبرال قدیمی ممکن است در حال لرزیدن باشند، اما این به معنای آن نیست که فقط قانون جنگل باقی مانده است. واقعیت این است که عقب‌نشینی پرآشوب رئیس‌جمهوری هیچ ربطی به کمبود کشندگی در ارتش ندارد و همه چیز به سیاست مربوط است؛ به خصوص نگرانی در بازارهای جهانی نفت و مخالفت گسترده مردم آمریکا با جنگ.
یکی از تراژدی‌های جنگ ترامپ این است که آنها عملیات نظامی را به عنوان چیزی که باید به پایگاه سیاسی‌شان ببالند، تلقی کردند؛ راهی برای نشان دادن اینکه دقیقاً چقدر بی‌قیدوشرط حاضر به عمل هستند.روز قبل از نطق رئیس‌جمهوری، هگست در یک کنفرانس مطبوعاتی از بازدید اخیرش از پایگاه‌های منطقه گفت: «این جنگجوی آمریکایی رها شده است.» او این سفر را یک تمثیل می‌دید. «وقتی خورشید غروب می‌کرد و سرما روی باند فرودگاه می‌نشست»، با یک خلبان زن مواجه شد و از او پرسید نیروها به چه چیزی نیاز دارند: «او فقط با لبخندی زیرکانه به من نگاه کرد و گفت: «بمب بیشتر، آقا. و بمب‌های بزرگ‌تر.»
شاید این چیزی بود که آن خلبان زن خواسته بود. اما چیزی که ترامپ و هگست واقعاً به او، به ملتی که رهبری می‌کنند و به ایرانیانی که کشورشان را بمباران کرده‌اند، بدهکار بودند، یک برنامه بود؛ یک راه‌حل واقعی برای فاجعه‌ای که خودشان ایجاد کرده‌اند.
 منبع: Newyorker

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • زیست‌بوم-اندیشه
  • حوادث
  • گزارش- خودرو
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و پنج - ۱۹ فروردین ۱۴۰۵