در حافظه موقت ذخیره شد...
تبصره ماده ۱۰۰؛ پنجرهای نوين به سوی کارآمدی نظام مالياتی
سازمان امور مالیاتی
شماره هشت هزار و هفتصد و هشتاد و شش - صفحه ۱۶
در دهه اخير، توسعه نظام مالياتی ايران با رويکردی نوين و متناسب با واقعيتهای اقتصادی و اجتماعی همراه بوده و تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم، به ويژه پس از اصلاحات ۱۳۹۴، به نقطه عطفی در تسهيل فرآيند مالياتستانی برای مشاغل خرد و متوسط تبديل شده است. اين تبصره بيش از هشت ميليون مؤدی را پوشش ميدهد که عمدتاً فاقد زيرساختهای جامع حسابداری هستند و نقش بنيادينی در تضمين پايداری جريانهای مالياتی و اجرای عدالت اقتصادی ايفا ميکنند.
از ويژگيهای برجسته اين تبصره، تکيه بر دادهمحوری و سهولت اداری است. سازمان امور مالياتی با بهرهگيری از امکانات فناورانه مانند دادههای حسابهای تجاري، تراکنشهای کارتخوان و سامانه مؤديان، فرآيند برآورد و دريافت ماليات را شفافتر، امنتر و کمهزينهتر ساخته است. اين تحول علاوه بر کاهش بار بوروکراتيک و تسهيل تکاليف قانونی مؤديان جزء، موجب ارتقای شفافيت و افزايش اعتماد عمومی به نظام مالياتی شده است.
هرچند موفقيت اين تبصره تا حد زيادی به آموزش، توسعه زيرساختهای فناورانه و ارتقای سواد مالی مؤديان بستگی داشته، اما همچنان چالشهايی مانند ضعف زيرساختهای ارتباطی در مناطق محروم، ناآشنايی برخی صنوف با فنآوری و دغدغههای مربوط به حفاظت از دادههای مالی پابرجاست و نياز به برنامهريزی دقيق دارد.با اين حال، تجربه اجرای تبصره ماده ۱۰۰ نشان داده رويکرد دادهمحور و تسهيلگر ميتواند الگويی برای تحول نظام مالياتی و حرکت بهسوی ساختاری هوشمند باشد. ارتقای شفافيت، کاهش اصطکاکهای اداری و رضايت بيشتر مؤديان، فرصت ارزشمندی برای پالايش روندهای گذشته و ترسيم آيندهای کارآمدتر در سياستگذاری مالياتی ايجاد کرده است.در نهايت، پويايی و توسعه نظام مالياتی کشور، به تداوم اصلاحات، پذيرش فنآوری و تقويت گفتوگوی سازنده ميان سياستگذاران و جامعه مؤديان وابسته است؛ فرآيندی که تبصره ماده ۱۰۰ بهروشنی مصداق آن است و همچنان بايد مورد مراقبت و بهروزرسانی قرار گيرد.
آثار اقتصادی و اجرايی
طی دوسال و نيم گذشته سازمان امور مالياتی کشور با رويکردی نوگرا و متناسب با الزامات روز اقتصاد ملی، تلاش مضاعفی را به کار بسته است تا ضمن افزايش سقف آستانه فروش در قوانين بودجه سنواتي، زمينه بهرهمندی طيف گستردهتری از مؤديان اصناف و مشاغل از ظرفيتهای قانونی، بهويژه تبصره ماده (100) قانون مالياتهای مستقيم را فراهم آورد. اين سياست که در سال 1403 به شکل بارزی نمود يافته است، با ارتقای سقف شموليت استفاده از تبصره مذکور تا مرز 180 ميليارد ريال فروش کالا و خدمات يعنی افزايشی تقريباً سهبرابری نسبت به سال گذشته عملاً دسترسی و امکان استفاده از اين فرصت قانونی را برای شمار بيشتری از مؤديان مالياتی مهيا ساخته است. چنين جهشی نه تنها موجب کاهش فشار اجرايی بر بدنه مالياتستانی کشور شده، بلکه به بهبود تجربه و رضايتمندی مؤديان نيز منجر
گرديده است.
در مجموع، اجرای تبصره ماده (100) قانون مالياتهای مستقيم را بايد يکی از برجستهترين تحولات سياستگذاری مالياتی کشور در سالهای اخير دانست؛ تحولی که نه تنها ابعاد اقتصادی و اجرايی متعددی را در بر داشته، بلکه ميتوان آن را الگويی موفق درگذار از سياست اجبار محض به سمت اعتمادسازی و تعامل هوشمندانه با فعالان اقتصادی ارزيابی کرد.
افزايش تمکين داوطلبانه مؤديان
تاثيرات سياستهای نوين سازمان امور مالياتی، اکنون فراتر از سطح فرآيندهای اجرايي، چهرهای تازه به فرهنگ مالياتی کشور و مناسبات دولت با جامعه اقتصادی بخشيده است. برجستهترين پيامد اين روند، رشد قابل توجه تمکين داوطلبانه مؤديان است؛ تأثير مستقيمی که از رهگذر سادهسازی فرآيندها، کاهش سلسله مراتب اداری و حذف موانع غيرضرور حاصل شده است. تجربه سالهای اخير نشان ميدهد هرگاه سازوکار پرداخت ماليات از پيچيدگيها تهی شده و به مسيری شفاف، سريع و بدون سنگاندازی بدل ميشود، انگيزه و همراهی فعالان اقتصادی نيز به همان ميزان ارتقا میيابد. به بيان ديگر، هر اندازه فرآيند وصول ماليات برای مؤديان قابل پيشبينیتر و منصفانهتر باشد، نه تنها پايه مالياتی کشور گستردهتر ميشود بلکه دولت نيز بدون اعمال فشار مضاعف، درآمدی مبتنی بر رضايت و شفافيت به دست ميآورد؛ وضعيتی که بهدرستی میتوان آن را مصداق يک بازی برد_برد برای دولت و جامعه دانست.تحولات فناورانه و اطلاعاتمحور، نظير شيوههای نوين شناسايی مؤديان و افزايش اشراف اطلاعاتی سازمان، بستر را برای گسترش فرهنگ خوداظهاری و مبارزه مؤثرتر با فرار مالياتی هموار ساخته است. افزايش ملموس شمار اظهارنامههای مالياتی و فرمهای تبصره ماده ۱۰۰ که بازتاب آن در آمارهای رسمی بهروشنی ديده میشود خود گويای موفقيت سازمان در اعتمادسازی متقابل با جامعه هدف است.
شمار مؤديانی که از ظرفيت تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم بهره بردهاند، از حدود
۶ ميليون نفر در سال ۱۴۰۲ (مربوط بهعملکرد سال قبل آن) به رقمی نزديک به ۷ ميليون نفر در سال ۱۴۰۳ رسيده است؛ رشدی معادل ۱۶ درصد تنها ظرف يکسال دارد در مقابل، تعداد افرادی که اقدام به تکميل اظهارنامههای سنتی کردهاند، از حدود ۱ ميليون و ۳۶۰ هزار نفر، به نزديک ۱ ميليون و ۵۰ هزار نفر کاهش يافته است؛ کاهش ۲۲ درصدی که به روشنی نشان ميدهد انتخاب غالب مؤديان از «فرم کاغذي» به محاسبه سيستمی ماليات منتقل شده است.پيامدهای اين دگرديسی ساختاری نهتنها در رويکردها و باورهای فعالان اقتصادي، بلکه در سيمای درآمدهای دولت نيز با وضوح چشمگير پديدار شده است. شواهد آماری تصديق ميکند که سياستهای جديد مبتنی بر تسهيل، ديجيتالیسازی و تقويت ابزارهای اعتمادساز، توانستهاند افزايشی تاريخی در منابع مالياتی کشور رقم بزنند. نگاهی به ارقام سال ۱۴۰۳ اين واقعيت را بيش از پيش برجسته ميکند: مجموع ماليات ابرازی مؤديان حقيقی (اعم از اظهارنامههای سنتی و سيستمي)، با جهشی برابر با ۸۲ درصد نسبت به سال قبل، از ۳۱ هزار و ۳۰۰ ميليارد تومان به ۵۶ هزار و ۷۰۰ ميليارد تومان رسيده است؛ رشدی که در کارنامه سازمان امور مالياتی کمسابقه محسوب ميشود و نشان از حرکت از يک نظام مالياتی ايستا و متکی بر اجبار، به الگويی پويا، شفاف و مشارکتمحور دارد. همچنين ماليات مقطوع مؤديانی که از ظرفيت تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم استفاده کردهاند با درصد رشدی بيسابقه و معادل ۱۱۲ درصد، از ۲۰ هزار و ۶۰۰ ميليارد تومان در سال پيش، به ۴۳ هزار و ۶۰۰ ميليارد تومان در سال جاری جهش يافت؛ تغييری که گواهی است بر جلب اعتماد بدنه فعالان اقتصادی به فرآيندهای نوين و نشاندهنده ظرفيت بالای مدلهای ساده و سامانهمحور در مشارکت مالياتی عادلانه و فراگيراست. در مقابل، ميزان ماليات ابرازی حاصل از شيوه سنتی اظهارنامه، عليرغم آنکه بخشی از ساختار مالياتی را همچنان حمل ميکند، تنها رشدی معادل ۲۲ درصد را ثبت کرده است؛ اختلافی که تأکيد دوبارهای بر کارايی و جذابيت روشهای نوين و هوشمندانه دارد، و ترجيح بازيگران بازار را از مدلهای زمانبر و بوروکراتيک به مدلهای سريع و شفاف
قطعيتر ميسازد.
تسهيل امور مؤديان خرد و کاهش فشار مالياتی
تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم، با تسهيل امور مؤديان خرد، فشارهای مالياتی را بر اين قشر کاهش داده است. مهمترين اثر اين تبصره، حذف پيچيدگيهای اداری و مالياتی برای مشاغل کوچک و متوسط است. پيش از اين، هر کسبوکار کوچکی ملزم به نگهداری دفاتر، صدور فاکتور و ارائه اظهارنامه بود که مستلزم دانش، زمان و هزينه بود. تبصره ماده ۱۰۰ با جايگزينی اين تکاليف با پرداخت مقطوع، مسير را برای مؤديان هموار کرد.
اين تبصره با تعيين ماليات صفر برای بخش عمدهای از صاحبان مشاغل خرد، در مقابل وصول ماليات از مشاغل بزرگ، گامی مهم در راستای عدالت مالياتی برداشته است. در سال ۱۴۰۲، ۷۲ درصد مؤديان (نزديک به ۵ ميليون نفر) ماليات مقطوع صفر داشتهاند. همچنين، نيمی از ماليات مقطوع وصولشده از تبصره ماده ۱۰۰، از ۲ درصد مؤديان پردرآمد تأمين شده است. به اين ترتيب، ۹۴ درصد مشاغل و اصناف، حداکثر ۲۵ ميليون تومان ماليات پرداختهاند. اين روند در سال ۱۴۰۳ نيز ادامه يافته و حدود ۹۰ درصد ماليات مقطوع تبصره ۱۰۰ (۳۳۵ هزار ميليارد ريال) توسط ۱۲ درصد مؤديان پردرآمد (حدود ۸۴۲ هزار نفر) قطعی شده است.
تسهيل فرآيندها و تحقق عدالت
تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم، از ابعاد مختلفی آثار اقتصادی و اجرايی قابل توجهی داشته است. نخست، حذف الزام به نگهداری دفاتر حسابداری و ارائه اظهارنامه، بهطور قابل توجهی هزينههای مرتبط با حسابداري، نرمافزارهای مالی و زمان را برای مشاغل کاهش داده است. اين امر به کسبوکارها، بهويژه استارتآپها و نوپاها، امکان ميدهد تا تمرکز خود را بر توسعه فعاليت اصلی معطوف کنند و از درگيری با پيچيدگيهای مالياتی رها شوند. تبصره ماده ۱۰۰ در راستای تحقق عدالت مالياتی عمل کرده است. پيش از اين، بار تکاليف مالياتی برای مشاغل کوچک ناعادلانه بود. با تخصيص ماليات مقطوع براساس سقف درآمد، فشار مالياتی به شکل عادلانهتری توزيع شده و اين رويکرد با اصول عدالت افقی و عمودی همخوانی دارد. اين امر، فشار مالياتی را از دوش مشاغل کوچک برداشته و به سمت مشاغل پردرآمد هدايت کرده است. از منظر سازماني، اجرای تبصره ماده ۱۰۰ منجر به کاهش چشمگير تعداد اظهارنامهها و پروندههای نيازمند بررسی شده است.اين امر حجم کاری کارشناسان مالياتی را کاسته و امکان تمرکز بر پروندههای با ريسک بالاتر را فراهم ميسازد. اين رويکرد کارايی را افزايش داده، بوروکراسی داخلی را کاهش داده و تجربه مؤديان را بهبود بخشيده است. کاهش مراجعات حضوری مؤديان نيز از ازدحام جلوگيری کرده است. به علاوه، کاهش حجم اظهارنامهها و پروندههای نيازمند رسيدگی سيستمي، منجر به قطعيسازی سيستمی ۸۰ درصد پروندههای اشخاص حقيقی شده که نشاندهنده رشد ۲۹ درصدی در اين حوزه است. هرچند ماليات مقطوع جايگزين اظهارنامه شده، اما اصل ثبتنام مشاغل در نظام مالياتی به شفافيت بيشتر در کسبوکارهای خرد کمک ميکند. اين امر به دولت امکان ميدهد تا اطلاعات دقيقتری از تعداد و توزيع جغرافيايی اين مشاغل به دست آورد که برای برنامهريزيهای اقتصادی و اجتماعی ارزشمند است.در نهايت، بررسی روند اجرای تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالياتهای مستقيم، نشان از يک دگرگونی بنيادين در رويکرد نظام مالياتی کشور دارد. اين تبصره نه تنها بهعنوان ابزاری برای تسهيل امور مالياتی مشاغل خرد و متوسط عمل کرده، بلکه به بسترسازی برای ارتقا شفافيت، عدالت اقتصادی و افزايش همکاری داوطلبانه مؤديان ياری رسانده است.گذار از فرآيندهای سنتی و گاه پيچيده به سوی راهکارهای هوشمند و دادهمحور، گامی اساسی در جهت مدرنيزاسيون نظام مالياتی بوده است. موفقيتهای حاصل از اين رويکرد، بر اهميت پيگيری سياستهای تسهيلگرايانه، سرمايهگذاری در زيرساختهای فناورانه و ارتقای مستمر سواد مالياتی در جامعه
تأکيد دارد.

